Azam Pirivalikandi

امروز لطیف حسنی(آراز) قادر به ایستادن نبود، دیشب از هوش رفته و به بهداری منتقل شده بود. پس از انتشار خبر وضعیت وخیم وی آقای یوروش مهرعلی بیگلو و سایر دوستان زنگ زده از من خواستند : با توجه به پذیرفته شدن درخواست انتقال آراز و نیز بحرانی شدن شرایط فیزیکی ایشان، موکدا از ایشان بخواهم به اعتصابشان پایان دهد. من امروز طی تماسی که آراز از زندان داشت این درخواست را به اطلاع وی رساندم و از او خواهش کردم با توجه به دل نگرانی شدید دوستان و خانواده به اعتصاب خود پایان دهد و همسرم پدیرفت پس از 52 روز به اعتصاب خویش پایان دهد.
و این متن پیغام همسرم :
علی رغم سپری شدن 36 سال از انقلاب 57، متاسفانه تا به امروز در قانون های کشور تعریف مشخصی از جرم سیاسی نیامده است. بر این اساس نیز حقوق فعالان سیاسی به شدت مورد تعرض قرار می گیرد.
دستگیری فعالین سیاسی با اتهامات واهی و ساختگی، ضرب و شتم قرار این فعالین از جانب نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به هنگام دستگیری، تفتیش منازلشان و ضبط وسایل شخصی آنها به مدت های طولانی، نگهداری طولانی مدت این فعالین در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات که هیچ گونه نظارتی از جانب قوه فضائیه بر آن صورت نمی گیرد، اعترافاتی که در اثر شکنجه از فعالین سیاسی گرفته می شود، دادگاههایی که با تکیه بر این اعترافات برگزار می شود و صدور احکام سیاسی و برنامه ریزی شده در این دادگاهها و درنهایت محکوم شدن این فعالین به حبس های سنگین همگی نمود بارزی از حقوق پایمال شده زندانیان و فعالین سیاسی است.
ولیکن طبق دستورها و فشارهایی که نیروهای امنیتی به طور مستقیم و غیر مستقیم بر مسئولین زندان وارد می کنند، فشار و آزار و اذیت های وارد بر زندانی سیاسی در طی دوران سپری کردن محکومیتشان در زندان نیز ادامه دارد.
در حالی که دادستان کل کشور حق تلفون را از حقوق زندانی نمی شمارد (روزنامه جام جم، ص1، 9/3/93) قاضی ناظر زندان تبریز، فاضلی نیا، اجرای «آیین نامه سازمان زندانها» را از حقوق زندانی به حساب نمی آورد و می گوید:
«حق زندانی فقط این است که در زندان دوران حبس خود را سپری کند، دادستان تبریز مصلحت نمی بیند که شماها را به شهر محل سکونتتان و نزد خانواده هایتان بفرستیم».
این بدین معناست که دادستان تبریز مصلحت را در این می بیند که خانواده زندانی سیاسی 9 سال تمام ، جهت 20 دقیقه ملاقات کابینی حداقل 8 ساعت راه را در جاده های ناامن و پرخطر کشور طی کند.
در برابر تمام این حق کشی ها تنها راهی که برای یک زندانی سیاسی باقی است ، اعتصاب غذا است، به عبارتی دست شستن از جان شیرین خود. اینکه این روش تا چه اندازه برای زندانی خطرناک بوده، سبب فشارهای روحی و نگرانیهای بی حد خانواده و دوستان وی می شود ، بر همگان آشکار است.
علی رغم اینکه هیچ امیدی به بهبود سریع این وضعیت نداریم و می دانم که دیدگاه ها و برخوردهای امنیتی حاکم بر زندانیان سیاسی همچنان پابرجا خواهد بود، ضمن با آرزوی سلامتی برای خانواده و دوستانم، جهت پایان دادن به نگرانیهای روزافزونشان، به اعتصاب خود پایان می دهم، ولیکن با مشاهده مجدد چنین برخوردهای دوباره دست به اعتصاب خواهم زد.
در پایان از کلیه فعالین و ارگانهای حقوق بشری و سیاسی، دوستان، فعالین حرکت ملی آذربایجان، رسانه ها، خانواده ام و علی الخصوص همسرم عزیزم -که تمامی این روزهای دشوار را دوشادوش تحمل کرد-، و همگی مرا حمایت کرده، با من همصدا شدند از صمیم ق لب تشکر می کنم.
لطیف(آراز) حسنی
زندان رجایی شهر
1393/4/17

51

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s