اقرار نامه ای از احمد کسروی ! در ابطال تئوری خودساخته » زبان آذری » به وسیله خودش اللغة الترکیة فی ایران

عموماً چنین پنداشته میشود که در سرزمین پارسیان( ایران) (۲)به جز زبان فارسی مردم به زبان دیگری صحبت نمیکنند، و تعداد کمی از گسترش زبان ترکی در سرتاسر ایران آگاه هستند، شاید زبان ترکی بیش از زبان فارسی متداول است، …

توضیح : *.این مقاله به همین عنوان  «اللغة الترکیة فی ایران » ، به قلم احمد کسروی و در مجله العرفان سوریه، جلد ۸، شماره ۲، نوامبر ۱۹۲۲و به زبان عربی چاپ گردیده است. این مقاله بعدها توسط پروفسور اوان زگال، کسروی شناس و ریاضیدان معاصر آمریکایی بهانگلیسی ترجمه شده است. ترجمه فارسی مقاله نیز از پروفسور محمدعلی

شهابی شجاعی است.

اللغة الترکیة فی ایران

احمد کسروی

۱٫ مقدمه

عموماً چنین پنداشته میشود که در سرزمین پارسیان( ایران) (۲)به جز زبان فارسی مردم به زبان دیگری صحبت نمیکنند، و تعداد کمی از گسترش زبان ترکی در سرتاسر ایران آگاه هستند، شاید زبان ترکی بیش از زبان فارسی متداول است، و اگر از اکثر ایرانیان سؤال شود که در کشور آنها به زبان ترکی صحبت میشود، جواب خواهند داد: مطمئنا در ایالتهای آذربایجان و خمسه (زنجان). و اکثر آنها این را? همجواری این ایالتها با قفقاز و سرزمین عثمانی ترکیه میدانند.

من تا به حال ندیده ام، یا در میان ایرانیان یا در میان خارجیها، که در مورد ایران و مسائل اجتماعی آن صحبت میکنند، کسی در رابطه این موضوع اطلاعات صحیح داشته باشد…….. به ویژه در کتابهای خارجی، مستشرقین که در مورد زبان ترکی و مردم ترکی زبان تحقیق کرده اند تحقیقاتشان را به سرزمین عثمانی مردم ترکستان و مسلمانان شناخته شده روس یعنی تاتارها محدود کرده اند و به ندرت در مورد ترک زبانان ایران صحبت کرده اند، و آنهایی که در مورد ایران و زبانهای متداول در آن بحث کرده اند، فقط زبان فارسی و لهجه های آن مانند گیلکی، مازندرانی، لری و غیره (۳)را مورد بحث قرار داده اند، که اینها در این ایالتها متداول هستند. اما در مورد زبان ترکی، آنها از ذکر آن غفلت کرده اند و به ندرت در مورد آن صحبت کرده اند، و وقتی هم صحبتی از آن به میان آورده اند گفته اند این زبان در آذربایجان متداول است. شاید اطلاعات آنها از طریق مسافرین، کارمندان سفارتها، یا مسیونرهائی است که عموماً در ایالتها و شهرهای بزرگ رفت و آمد داشتند، و آنها به ندرت به خودشان زحمت میدهند به روستاها یا ایلات چادرنشین مسافرت و در مورد زبان و آداب و رسوم آنان تحقیق کنند….. مفسرین مسائل ایران از توجه به سایر زبانهای متداول مانند ترکی در ایران غفلت ورزیده اند.

در مقایسه با زبان فارسی، زبان ترکی شبیه دختر زیبائی است که به آرامی در کنار یک زنی بدون حجاب نشسته که او دل را با جواهرات و عشوه هایش و مغز را با آرایشش افسون میکند. (اینجا ما ترکی را در یک کفه ترازو و فارسی و تمامی لهجه های آن را مانند مازندرانی، گیلکی، لری، کردی، سمنانی، و غیره را در کفه دیگر ترازو قرار میدهیم. و اگر منظورمان فارسی سنتی است و آن را با ترکی مقایسه میکنیم، ترکی به آن برتری دارد. هیچ کس نمیتواند آن را انکار کند.(۴)

اما ما میخواهیم در این جاده پیش برویم و دروازه ای را که هرگز باز نشده است باز کنیم. ما ادعا نمیکنیم که این مقاله کامل است یا یک بررسی و تلاش دقیق است. بلکه، ما بحث خودمان را محدود میکنیم به سفرهاییکه در ایالتهای ایران داشتیم……

2. آیا در ایران ترک یا فارس در اکثریت هستند؟

ترکها در یک ایالت ایران به سر نمیبرند، همانطوریکه برخی عقیده دارند آنها تقریباً در تمامی ایالتهای ایران پراکنده شده اند، (۵) برای اختصار، ما ترک زبانان را «ترک» خواهیم گفت (۶). ترکها و فارسها همانند دو توده جدا شده نیستند بلکه همانند تخته شطرنج در جریان بازی هر بازیکنی به طرف دیگر رخنه میکند و مهره های سیاه با مهره های سفید به هم آمیخته میشوند. در میان روستاهائی که عادتاً فارسی صحبت میکنند، اکثر شهرها مانند تهران، شیراز، قزوین و همدان با روستاها یا ایلات ترکی زبان احاطه شده اند. و مردم دو شهر اخیر هر دو زبان ترکی و فارسی را میفهمند (۷).

امروزه فهمیدن این که ترک یا فارس اکثریت را تشکیل میدهند مشکل است. این بعد از سرشماری که هویت فارس و ترک را روشن سازد معلوم میشود، اما حکومت ایران همچون سرشماری را برای شهروندان خود یا جمعیت ایالتها انجام نداده است (۸)، تا اینکه فارسها را از ترکها تشخیص دهیم؛ نظر مؤلف این است که اکثریت با ترکها میباشد و این یک تخمین الکی نیست، بلکه آنچه که ما در زیر ارائه میدهیم، نتیجه تحقیقاتی است که انجام داده ایم و اعداد و ارقام آن را ارائه خواهیم داد.

الف. آذربایجان، یکی از چهار ایالت بزرگ و خیلی مهم ایران است. (از نظر اجرایی ایران به چهار ولایت آذربایجان،خراسان، فارس وکرمان و بیش از ده ایالت مانند مازندران، گیلان، کردستان و غیره تقسیم شده است. آذربایجان دارای یک و نیم میلیون نفوس میباشد و ناحیه خمسه (۹)، که جمعیت آنجا را چادرنشینها و مردم مقیم تشکیل میدهندکه در شهرها و روستاهای آن مردم به زبان ترکی تکلم میکنند و زبان فارسی را نمیفهمند مگر این که توسط معلمین به آنها یاد داده شود. البته در کنار مردم آذربایجان اقلیت کرد مکری نیز زندگی میکنند که به کردی تکلم میکنند.

ب. اکثر روستاها و ایلات در خراسان و فارس و بخشهای همدان و قزوین و عراق عجم (اراک فعلی) و استرآباد (گرگان فعلی) ترک هستند (۱۰)، و مسافرینی که در خیابانها و کوچه های تهران قدم میزنند از دیدن روستائیهایی که در خیابانهای تهران ترکی صحبت میکنند تعجب خواهند نمود. برخی از اینها در سالهای اخیر از آذربایجان و خمسه (زنجان) به تهران مهاجرت کرده و در این شهر مقیم شده اند و دیگر هویت خود را فراموش کرده اند و خودشان را یک شهری میدانند (۱۱).

در دیگر قسمتهای ایران، اکثریت با ترکها نیست. اما در این بخشها نیز ایلات و روستائیانی وجود دارند که به زبان ترکی صحبت میکنند. استثنا فقط در ناحیه کرمان و بخشهای گیلان، مازندران، کردستان، لرستان، و غیره است(۱۲). طوری که در اینجا ها ترک وجود ندارد مگر این که در سالهای اخیر به آنجا مهاجرت کرده اند و خودشان را همشهری این ناحیه ها نمیدانند. این ضرب المثل روسی درست است که میگوید: «نیزه بدون سر وجود ندارد» در حقیقت، در مازندران دو ایل ترک وجود دارد، که با قبیله هایشان در ساری مرکز مازندران زندگی میکنند، تعدادشان بیست قبیله است که از سرتاسر ایران به اینجا مهاجرت کرده اند و در مازندران ساکن شده اند، و دیگر به ترکی صحبت نمیکنند.

ما تصمیم گرفته ایم (همانطوری که گفته ایم) چیزی را نخواهیم گفت مگر این که با اعداد عربی قابل بیان باشد، و تخمین و خیال به طور مطلق قانع کننده نیست

۳٫ آیا آنها ترک هستند یا ترک شده اند؟

آیا مردم آذربایجان، خمسه و دیگر ترک زبانان ایران از نسل ترک هستند که از ترکستان مهاجرت کرده اند یا آنها فارس بودند که بعد از غلبهچنگیزخان ناگزیر شده اند جهت حفظ زمینهایشان زبان اصلی خود فارسی را فراموش کنند و زبان ترکی را انتخاب کنند؟

سخن کوتاه، ترکی زبانان ایران که در سرتاسر ایران پخش شده اند فارس زبان نبودند که به زور مجبور شده باشند از زبان اصلی خود صرفنظر کرده و زبان ترکی را یاد بگیرند،ترک زبانان ایران فرزندان ترکهایی هستند که در زمانهای باستانی از ترکستان جهت پیداکردن پناهگاه و چراگاه مهاجرت کرده اند و فاتحین ایران گشته اند و در سرتاسر آن پخش شده اند و هر جا که اراضی وسیع بود ساکن شده اند و در طول زمان با اهالی ادغام شده و با آنها ازدواج کرده اند. عادتها و لباس و مذهب آنها را قبول کرده اند (۱۳). قبایل ترک که در استرآباد سکنی گزیدند ترکمن گفته میشوند هنوز به مذهب سنی و همانند روش لباس پوشیدن و آداب رسوم خودشان وفادار هستند و هنوز با فارسها به جز در برخی موارد ادغام نشده اند. اگر چه زبان ترکی را حفظ کرده اند و حالا فرزندان آنها به همان زبان یعنی ترکی صحبت میکنند. گر چه ترکهایی هم بوده اند که در میان مردم بومی حل شده اند و زبان خودشان را فراموش کرده اند (۱۴).

اثبات ادعای ما، بعلاوه آنچه در بالا مطرح شد، از کتابهای تاریخ بر آورده میشود. (یک اعتقاد قدیمی وجود دارد فاتحین ترک تعداد زیادی از نیروهای نظامی خود را بین مردم ایران جا دادند و با آنها ادغام شدند و با آنها ازدواج کردند و ایرانیها را مجبور ساختند که به ترکی صحبت کنند و آنها نیز از ترس ترکها به ترکی صحبت کردند و زبان خودشان را فراموش کردند. …………، اما اطلاعات کافی برای ادعا وجود ندارد، چون این ادعا توضیح نمیدهد که چطور این تعداد ترک زبان خودشان را در بین تعداد زیادی فارسی زبان که آنها را احاطه کرده بودند حفظ کردند.)

توضیحات:

(۱)-کسروى در سالهاى واپسین زندگى خود? از آذربایجان ستیزى و ترک گریزى دست کشیده و حتى ابراز پشیمانى نموده است

(۲)- ایران معادل سرزمین پارسیان نیست. ناحیه فارس نشین کشور پرشیا-فارسستان تنها بخشى از ایران است. وانگهى قوم فارس فعلى با قوم پارس باستانى نه تنها یکى نیست بلکه ادامه مستقیم آن هم نمىباشد. قوم فارس زبان امروزى به لحاظ تبارى? زبانى و فرهنگى آمیزه اى از پارسیان باستان با دیگر ایرانىزبانان? بومیان غیر ایرانیزبان? اعراب و ترکها است.

(۳)- به لحاظ زبانشناسى? لرى? گیلکى? کردى? تبرى ? سمنانى و … هیچ کدام لهجه زبان فارسى نیستند? بلکه مانند فارسى هر کدام زبانى مستقل و خویشاوند از خانواده زبانهاى ایرانى می باشند.

(۴)- اساسا کسروی در قسمت سوم این مقاله به اثبات برتریت زبان ترکی بر فارسی می پردازد.

(۵)-کسروى در اینجا محلى نبودن و سراسرى بودن زبان ترکى در ایران را در نظر دارد. وى از اولین محققانى است که دقتها را به این واقعیت جلب کرده است.

(6)- با اینهمه در ادامه مقاله? وى بخشى را به اثبات ترک تبار بودن ترک زبانان ایران? و فارس تبار نبودن آنها اختصاص داده است.

(۷)- قزوین و همدان که خود شهرهائى دوزبانه اند مانند جزیره اى در میان ناحیه ترک نشین شمال غرب کشور? یعنى در داخل آذربایجان قرار دارند.

(۸)- پس از قریب به هشتاد سال از نگارش این مقاله? دولت ایران هنوز هم سرشمارى جامعى در باره ملیتهاى ایرانى و زبانهایشان انجام نداده است..

(9)- در اینجا مقصد کسروى تقسیمات اجرائى و ادارى کشور است. زیرا خمسه بخشى از ناحیه پیوسته ترک نشین شمال غرب کشور و یا بهعبارت دیگر بخشى از آذربایجان و در داخل آن است.

(۱۰)- همانگونه که گفته شد همدان? قزوین و بخشهاى ترک نشین عراق عجم جز آذربایجانند. خراسان و فارس (ایران جنوبى) دو ناحیه دیگر در ایرانند که ترکهاى آذرى به انبوهى در آنها ساکنند.

(۱۱)- شهر تهران و حومه آن? پایتخت دول ترکى غزنوى? سلجوقى و قاجار? اقلا از قرن ??-?? میلادى موطن و مسکن گروههاى بیشمار ترکى بوده است و ترکهاى این شهرستان منحصر به مهاجرین جدید نیستند. اساسا بخش ترک نشین استان تهران جز آذربایجان ائتنیک و خود شهر تهران بر مرز منطقه ترک نشین و فارس نشین ایران قرار دارد.

(۱۲)- این تثبیت کسروى آشکارا نادرست است. نه تنها در زمان وى بلکه امروز نیز گروههاى ترکى بسیار در مازندران? گیلان? کردستان? لرستان و کرمان ساکن مىباشند که مرکب از هم گروههاى طائفه اى (کوچ نشین و تخته قاپو) و هم غیرطائفه اى (روستائى و شهرى) میباشند و بسیارى از آنها مانند ترکهاى مازندران و لرستان و کرمان سابقه سکونت هزار ساله اى در آن نواحى دارند.

(۱۳)- این ادعاى کسروى دقیق نیست. اقلا در قرون وسطى نه تنها ترکها متاثر از مذهب فارسها و دیگر ایرانیان نبوده اند? بلکه بر عکس ترکهاى علوى آسیاى صغیر و آذربایجان(قزلباشها) عامل پذیرش و گسترش مذهب شیعه در میان فارسها? لرها? گیلکها? تبریها و برخى دیگر از ملیتهاى ایرانى زبان بوده اند.

(۱۴)-کسروى در اینجا نظر به مساله بسیار مهم استحاله ترکها در فارسها و دیگر گروهها و نقش ترکها در تشکل تبارى فارسها دارد. یادآورى میشود که برخى پژوهشهاى جدید? ترک تبار بودن ??-??  در صد از فارس زبانهاى امروز ایران را مطرح مینمایند

260

Advertisements

اطلاعیه دکتر لطیف حسنی( دبیر کل حزب یئنی گاموح )از زندان رجایی شهر بمناسبت ۶۹ نهمین سالگرد ۲۱ اذر ۱۳۲۴

3124525d2e68709c3fa27138adf85a7f«مرگ هست، بازگشت نیست»- دکتر لطیف حسنی

مناسبت سالگرد 21 آذر 1324

زمانی که نخستین مدرسه نوین کشور –این مدرسه را حسن رشدیه در سال 1266 در محله ششگلان تبریز تأسیس نمود- تنها به این علت که آموزش در آن به زبان ترکی بود؛ توسط خاندان پهلوی برچیده شد، مشخص شد که این رژیم اساس حکومت خویش را با تفکر نژادپرستی بنا نهاده است. تفکری که تا به امروز نسل کشی ملل غیرفارس را در کشور رقم زده و آنها را از ابتدایی ترین حقوق خود که حق آموزش به زبان مادری است، محروم کرده است.

علی رغم اینکه چنین سیاستی از طرف دولت های ایرانی اجرا شده، ملت آذربایجان مبارزات خود را برای کسب آزادی حتی یک روز هم متوقف نکرده است. نمونه درخشانی از مبارزات این ملت را می توان در سال 1324 مشاهده کرد که در فرقه دموکرات آذربایجان تبلور یافت. فرقه دموکرات آذربایجان پس از تحلیل سیاسی و اجتماعی وضعیت موجود با شعارهای دموکراتیک خود چون آزادی عقیده و وجدان ، آزادی بیان و مطبوعات پا به عرصه گذاشت و در طول عمر کوتاه خود موفقیت های بزرگی را نصیب ملت آذربایجان نمود، از آن جمله:

– حق رأی (انتخاب کردن و انتخاب شدن) به زنان آذربایجان در مورخه 23/3/1325، در حالی که این حق در سال 1340 توسط حکومت تهران به زنان ایران داده شد.

– رسمیت بخشیدن به زبان ترکی و نشر کتب درسی با این زبان برای مردم آذربایجان

– تاسیس دانشگاه آذربایجان در تبریز که تا آن زمان تأسیس دانشگاه تنها در انحصار شهر تهران بود.

– تقسیم اراضی بین روستاییان و حل و فصل قطعی مشکل بهره بین رعیت و مالک. در حالیکه رژیم پهلوی در سال 1341 به این امر اقدام نمود.

– تأمین آب شرب تبریز از طریق لوله کشی چند سال زودتر از شهر تهران

– ایجاد ارکستر ملی آذربایجان

– ایجاد امنیت در آذربایجان، اصلاحات اقتصادی و مالی، مبارزه با فساد اخلاقی و اجتماعی، حل مشکل بیکاری، افزایش محصولات کشاورزی، آبادانی، فعالیت های فرهنگی از جمله ایجاد تأتر ملی، بازگشایی ایستگاه رادیویی تبریز و …

موفقیت های فرقه دموکرات آذربایجان به حدی چشمگیر بود که حتی دشمنان حرکت دموکراسی خواهی آذربایجان اعتراف نمودند که: «خدمتی که پیشه وری در عرض یک سال به آذربایجان کرد، رضاشاه در طول 20 سال ننموده بود.»

شئونیست هایی که تا به امروز اعلان می دارند که حکومت ملی آذربایجان توسط عناصر وابسته به اتحاد جماهیر شوروی سابق ایجاد شده و هیچ گونه جایگاه مردمی ندارد. در این خصوص ذکر این نکته کافی است که کنسولگری وقت آمریکا در تبریز می گوید: «این جنبش از طرف اهالی آذربایجان با حمایت گسترده ای روبرو شده است و این هم به این علت است که اهالی آذربایجان از حکومت مرکزی حقیقتاً شاکی و ناراحتی هستند.» و یا «موری» سفیر وقت آمریکا در ایران در گزارش خود به وزارت امور خارجه کشورش می گوید: «مقامات رسمی ایران می گویند که فرقه دموکرات آذربایجان در بین مردم تکیه گاهی ندارد. کنسولگری ما و انگلستان با تأکید اعلان می دارد که اهالی آذربایجان کاملا به فرقه دموکرات آذربایجان ایمان دارند و عمیقاً به حکومت تهران نفرت می ورزند.»

لازم به ذکر است که حکومت ملی آذربایجان مشروعیت خود را از اصل «حق تعیین سرنوشت» در حقوق بین الملل گرفته بود. حقوق بین الملل این حق را برای ملت هایی که با رژیم های نژادپرست مبارزه می نمایند، تحت عنوان «نهضت آزادی بخش ملی» به رسمیت شناخته است. حق تعیین سرنوشت ملی از مهمترین معیارهای استاندارد حقوقی محسوب می شود و در حال حاضر در دنیا از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

حکومت ملی آذربایجان با توجه به «حق تعیین سرنوشت ملی» در مورخه 28 ژانویه 1946 به شورای عالی ملل متحد مراجعت نامه ای ارسال نموده و در آن تأکید می کند: «… پنج میلیون آدربایجانی امروز توانسته اند با تکیه بر زبان، ادبیات، تاریخ و فرهنگ ملی ، خود را به عنوان ملتی معاصر درک کنند و لذا به زندگی در زیر سایه ظلم فارس ها و آقایی زبان فارسی بر سایر زبان های ملل ایران ادامه نخواهند داد. این ملت حاضر است زندگی خود را در راه حفظ آزادی و حکومت ملی خود قربانی کند. ملت آذربایجان که قرنهای متمادی در زیر چکمه استعمارگران، استعمار شده است زندگی در شرایط عادی و انسانی خود را به تازگی شروع کرده است و لذا قدرت واقعی خود را در حفظ دولت ملی و اجرایی کردن آن نشان می دهد. این حکومت که با خواست و اراده ملت آذربایجان و موافق با منشور آتلانتیک پا به عرصه وجود گذاشته است، حقیقتی انکارناپذیر است. ملت آذربایجان با این مراجعت نامه از شورای عالی سازمان ملل متحد می خواهد موضوع موجودیت حکومت ملی آذربایجان توسط این سازمان به رسمیت شناخته شود. تنها در این صورت این ملت خواهد توانست بدون دخالت دیگران به تعیین سرنوشت ملی خود اقدام نماید».

اما زمانی که حکومت ملی آذربایجان به این حقیقت تلخ پی برد که دولتهای قدرتمند شرق و غرب –اتحاد جماهیر شوروی سابق و یاالات متحده آمریکا- به خاطر منافع اقتصادی کوتاه و بلند مدت خود، اشتیاقی به حق تعیین سرنوشت ملت آذربایجان نشان نداده و از رژیم دیکتاتور پهلوی حمایت می کنند، با اتخاذ اصل حل و فصل مصالمت آمیز اختلافات که یکی از اصول اساسی حقوق بین الملل محسوب می شود، در مورخه 23/3/1325 موافقت نامه ای با نماینده سیاسی-نظامی رژیم تهران ، مظفر فیروز منعقد نمود که از اهم مواد آن تدریس: زبان ترکی و فارسی در مدارس متوسطه و عالیه آذربایجان، محسوب شدن ارتش آذربایجان جزء ارتش ایران و … بود.

شایان ذکر است که حکومت ملی آذربایجان در این موافقت نامه حتی نسبت به حقوق اقلیت های قومی و مذهبی موجود در آذربایجان نیز بی تفاوت نبوده در این خصوص در ماده 13 گنجانیده شده بود که دولت موافقت دارد که اکراد، آسوری و ارمنی های مقیم آذربایجان از مزایای این موافقت نامه برخوردار بوده و طبق ماده 3 ابلاغیه دولت تا کلاس پنجم ابتدایی به زبان خود تحصیل نمایند. اما در مقابل رژیم تهران این بار نیز خلف وعده کرده و با چراغ سبز اتحاد جماهیر شوروی سابق و تسلیحات مدرن ارسالی از ایالات متحده آمریکا به بهانه نظارت بر انتخابات مجلس پانزدهم، با نقض نرم های بین المللی جنگ از پیش اعلام نشده را بر ملت آذربایجان آغاز نمود. جنگی غیرقانونی در برابر ملتی که نیروهای نظامی آن تسلیم شده و جزء ارتش ایران محسوب می شد.

ارتش ایران با این جنگ نسل کشی ملت آذربایجان و کردستان را رقم زد. نسل کشی ای که تا به امروز روشنفکران تمامیت خواه در مقابل آن سکوت کرده و اخلاق منفعت گرایانه در پیش گرفته اند. در نتیجه این نسل کشی:

– 2500 نفر در دادگاه های صحرایی محکوم و اعلام شدند،

– بیش از بیست هزار نفر به زندان های طویل المدت محکوم شدند که در زمره این زندانیان صفرخان قهرمانیان است. شخصی که 32 سال حبس را به جان خرید و به سمبل مقاومت ملی آذربایجان تبدیل شد؛

– بیش از هفتاد هزار نفر آواره اتحاد جماهیر شوروی سابق شدند.

اما حکایت پناهندگان به اتحاد جماهیر شوروی سابق خود تراژدی دیگری است که احتیاج به تحقیق جداگانه ای دارد. تعداد کثیری از این پناهندگان چون نخواستند تحت فرمان کرملین، با انحلال فرقه دموکرات آذربایجان به حزب توده ایران بپیوندند به انحاء مختلف مورد اذیت و آزار مأموران امنیتی قرار گرفته و به سیبری تبعید شدند و رهبر حکومت ملی آذربایجان، سید جعفر پیشه وری در یک برنامه از پیش تعیین شده توسط «ک گ ب» در تصادف ساختگی شهید شد.

در تسویه خونینی که رژیم پهلوی با دخالت مستقیم آمریکا و با تأیید ضمنی شوروی در آذربایجان به راه انداخت، بیش از یکصد هزار نفر از طبقه روشنفکر ملت آذربایجان تنها به دلیل اینکه خواهان حق تعیین سرنوشت ملی بودند، شهید، زندانی و آواره گردیدند.

«هانری دالاس» یکی از نزدیکان «رزولت» در این باره می گوید: «این از اسباب شرمندگی است که بگویم ارتش ایران به رهبری سرتیپ شوارتسکوپوف آمریکایی به حمله وحشیانه ای در آذربایجان دست زده است، به دستور سفیر آمریکا «آلئن» و به رهبری شوارتسکوپوف بزرگترین حزب اوپوزسیون کشور [فرقه دموکرات آذربایجان] غیرقانونی اعلام شد. رهبران آن به زندان افتادند و انسان های بیشماری اعدام شدند و خانواده های زیادی آواره گردیدند». «ویلیام داگلاس» قاضی آمریکایی نیز چنین می گوید: «ارتش ایران زمانی که وارد آذربایجان شد وحشت برپا نمود، به قتل ها و غارت ها پرداخت. هرآنچه می خواستند انجام دادند. رفتار نظامیان روس از رفتار وحشیانه ارتش ایران خیلی آبرومندانه بود. ارتش ایران در اذهان آذربایجانیان خاطرات نفرت انگیزی برجای گذاشت. در سال 1946 با حمایت آمریکا و به دستور قوام السلطنه ، ارتش ایران به صورت وحشیانه به طرف کسانی که در حکومت ملی آذربایجان شرکت کرده بودند، هجوم می برد و آنها را پس از دستگیری، گروه گروه تیرباران و یا در میادین شهر به دار می کشیدند».

روزنامه کیهان در مورخه 20/6/1379 می نویسد: «پس از مهاجرت پیشه وری که محمد دیهم از آن به عنوان یک انقلاب بدون خونریزی یاد می کند، به کشته شدن بیش از 20 هزار نفر منتج می شود. این جنایت توسط ارتش شاهنشاهی پس از اینکه رهبران فرقه دموکرات می گریزند، به وقوع می پیوندد».

البته جنایات رژیم پهلوی تنها به حذف فیزیکی طبقه روشنفکر آذربایجان محدود نگردید. آنها در یک اقدام ضدفرهنگی مورخه 26 آذر 1325 در شهر تبریز کتابهایی که در زمان حکومت ملی آذربایجان به زبان ترکی انتشار یافته بود، از جمله کتب درسی را با یک مراسم پرطمطراق به آتش کشیدند تا کینه و نفرت خود را هرچه بیشتر به ملت آذربایجان و فرهنگ آن نشان دهند.

خاطره این روز هرگز از اذهان پاک نخواهد شد و هم اکنون حرکت ملی آذربایجان سالروز 26 آذر 1325 را روز نسل کشی فرهنگی آذربایجان نامیده است.

رژیم پهلوی برای توجیه جنایات خود مسئله آدربایجان و کردستان را یک مسئله داخلی خود فرض کرد و نسبت به کسانی که در این مبارزات شرکت کرده بودند، با عنوان جنایتکاران قانون اساسی یاد کرده و در چارچوب قوانین ارتجاعی خود، با آنها مقابله نمود. به همین خاطر اصل حل و فصل مصالحت آمیز اختلافات که یکی از اصول اساسی حقوق بین الملل می باشد و در بند سوم ماده دو منشور ملل متحد به آن تاکید شده است را نادیده گرفت و آن را نقض نمود. غافل از اینکه کنوانسیون سال 1899 که در سال 1907 مجدداً تصدیق و به سرعت به حقوق عرفی تبدیل شد که هر دولتی بدون رعایت این کنوانسیون به جنگ اعلام نشده مبادرت ورزد، آن جنگ غیرقانونی محسوب می شود و آغازگر آن به عنوان ناقض قواعد بین المللی مسئولیت خواهد داشت. همچنین در کنفرانس های ژنو سال های 1974 و 1977 جنبش های آزادیبخش ملی که برای مقابله با رژیم های نژادپرست شکل گرفته اند، از سطح مناقشات داخلی به سطح مناقشات بین المللی ارتقاء یافته اند و در این خصوص حتی به یک توافق کلی هم رسیده اند که این توافق به عنوان اصول عرفی در سازمان ملل متحد تصدیق شده است. با استناد به این اصول مبارزات جنبش های آزادیبخش ملی با رژیم های نژادپرست در جرگه مناقشات بین المللی است و رفتار با قربانیان این جنبش ها همچون رفتار با قربانیان جنگی خواهد بود.

اکنون که در آستانه 68 سالگی نسل کشی ملت های آذربایجان و کردستان قرار گرفته ایم، روشنفکران تمامیت خواه، سلطنت طلب ها، اپوزیسیون های سراسری داخل و خارج کشور و دولتمردان جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ اخلاق منفعت گرایانه، بیش از نیم قرن است که این فاجعه انسانی را کتمان کرده اند. فاجعه ای که هیچ وقت از اذهان ملت آذربایجان پاک نخواهد شد و نفرین ابدی این ملت را نسبت به مرتکبین جنایات فوق و کتمان کنندگان در پی خواهد داشت.

امروز دولتمردان جمهوری اسلامی نه تنها هیچ گونه اقدام عملی در خصوص رفع تبعیض های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ملل و اقوام غیر فارس ننموده اند، بلکه در عمل ثابت کرده اند که ادامه دهنده این پروژه منحوس پهلوی هستند و اعلام کرده اند که آموزش زبان، نیاز ملی و حتی محلی اقوام هم نیست.

فعالین حرکت ملی آذربایجان دیگر اعتقادی ندارند که دولتمردان جمهوری اسلامی ایران برای رفع تبعیض های فوق گام های عملی بردارند. این دولتمردان حتی با سوء مدیریت خود دریاچه اورمیه که از هزاران سال پیش همچون نگینی بر تارک آذربایجان می درخشید، خشکاندند و عملاً ثابت نمودند که دانشی جز دانش تخریب ندارند. ما عمیقا باور داریم که رفع تمامی این تبعیض ها فقط و فقط به دستان توامند ملل و اقوام کشور با احراز حقوق بشر و کسب حق تعیین سرنوشت ملی میسر خواهد شد. چنانکه ملت های آذربایجان و کردستان یک بار آن را به صورت کوتاه مدت تجربه کردند. هم اکنون نیز فعالان حرکت ملی آذربایجان علی الخصوص «یئنی گاموح» براساس اصول و قوانین بین المللی در مبارزه خود، میثاق جهانی سازمان ملل متحد و بیانیه حقوق بشر آن را مدنظر قرار داده، به صورت علنی و با رویکرد عدم خشونت برای احقاق حقوق ملت آذربایجان جنوبی مبارزه می کنند.

در انتها سالگرد نسل کشی ملل آذربایجان جنوبی و کردستان را به هر دو ملت شریف تسلیت گفته، آرزوی آزادی تمامی ملل و اقوام دربند را دارد.

لطیف حسنی

دبیر کل حزب یئنی گاموح ـزندان رجایی شهر

بازداشت نسرین ستوده و رضا خندان در روز جهانی حقوق بشر

ماموران وزارت اطلاعات رضا خندان و نسرین ستوده را هنگام خارج شدن از منزل بازداشت کردند. تجمع مقابل کانون وکلا با شرایط شدید امنیتی برگزار شد و ماموران امنیتی از شرکت کنندگان فیلم و عکس می‌گرفتند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طبق روال هر روز خانم ستوده در اعتراض به لغو پروانه وکالتش قرار بود به اتفاق همسر خود رضا خندان به مقابل کانون وکلای دادگستری رفته و دست به تحصن بزند اما اینبار ماموران وزارت اطلاعات در اتوبان کردستان جلوی اتومبیل ایشان را گرفته و هردو را بازداشت می‌کنند.

ماموران وزارت اطلاعات رضا خندان و نسرین ستوده را به یکی از مراکز وزارت اطلاعات انتقال داده و ساعت ۱۲ ظهر رضا خندان را آزاد می‌کنند ولی نسرین ستوده همچنان در بازداشت بوده و از وضعیت وی اطلاهی در دست نیست.

همچنین جمعی از فعلان مدنی به مناسبت روز جهانی حقوق بشر قصد همراهی نسرین ستوده در مقابل کانون وکلای دادگستری را داشتند که این تجمع را بدون وی برگزار کردند.

این تجمع با حضور گسترده نیروهای امنیتی و نیروی انتظامی برگزار شد و ماموران امنیتی اقدام به عکسبرداری و فیلمبرداری از تجمع کنندگان کردند. همچنین پس از پایان تجمع ماموران امنیتی اقدام به تعقیب شرکت کنندگان کرده و برخی گزارشهای تایید نشده‌ای در مورد بازداشت دستکم یک تن از شرکت کنندگان در تجمع به این خبرگزاری رسیده است.

یکی از شرکت کنندگان در تجمع به گزارشگر هرانا گفت: «پس از پایان تجمع ماموران امنیتی شرکت کنندگان را تعقیب کردند و بعدا که من با تلفن چند تن از ایشان تماس گرفتم جواب تلفن را نمی‌دادند.»241159_991278500899766_8642904581983493725_o-300x168