مبارزات فرهنگی در آزربایجان

نگاهی کلی به دوران پر فراز و نشیب تاریخ بشریت و در مورد ما خاورمیانه و ایران, ترک ها به عنوان بزرگترین و علمدارترین مردمان در تاریخ حرکت ها و جنبش های برخواسته از دل مردم بوده اند. ترک ها مردمانی به رغم مهمان نوازی گرمی که دارند بعضا خواسته و یا نا خواسته طوری کاملا حرفه ای از معادلات سیاسی کشور حذف گشته اند که گویی واقعا گفته آقای احمد کسروی که این اقوام را از زمان حکومت قاجار در این سرزمین ها ساکن کرده واقعی جلوه میدهد.
ولی دوستان گرامی و بزرگواری که این نوشته را میخوانی ذکر این نکته را واجب میدانم که باید در تاریخ خاورمیانه و کشورهایی که دارای چندین ملت هستند نگرشی منصفانه به خرج داد و به صورت کلی به نظر شخص بنده ما باید تاریخ این منطقه را با اساتید فن و به ورای دوری نزدیک به چندین ده هزار سال بنگریم و کاوش های صحیح تری دور از هر نوع تعصب و نژاد پرستی داشته باشیم تا ما را در کامل کردن پازل پیدایش اقوام و تمدن ها در این مناطق راهنمایی کند. این که ما ترک ها را اقوامی مهاجر, دور از تمدن و فرهنگ پنداریم کاری بس بی فایده و به دور از انصاف است. امروز ما به عینه شاهد هستیم که در بیشتر موارد خیل کثیر کسانی که پیرو چنین مکتب و ایده در آزربایجان و حتی از خود ترک های آزربایجان دنباله رو این مسیر بوده و هستند و به کمک رسانه هایی که در دستشان موجود هست هر مستندی را روی میکنند تا آزربایجان را به نوعی کامله تصفیه شده و حل شده در فرهنگ و زبان و ماهیت قومی دیگری جلوه دهند. ولی …
پاسخ به چنین برداشت ها و تحلیل ها در خود زمان تفهیم شده است. به طور مثال اگر یادآوری از جنبش 88 بکنیم میبینیم که یک سیاه چاله بزرگ که از سکوت آزربایجان ساطع میشد بر این جنبش سایه افکنده بود. و به راستی چرا مردم آزربایجان از این جنبش که در شمارش در نوع خود سیل چند میلیونی را یدک میکرد هیچ واکنشی را نشان نداد؟ چرا آزربایجان بلند نشد؟ چرا مردم آزربایجان موسوی را که همشهری خود آنها نیز هست تنها گذاشتند؟ و هزاران چرای دیگر در خصوص عدم همراهی مردم آزربایجان. اما از طرف شخص بنده سوال برای این جنبش و عدم همراهی آن این است که چرا روشنفکران این جنبش ها چه در داخل و چه در خارج اندکی تامل از بیرون گود به نوعی بیطرفانه به موضوع نمی اندازند. و آثار آن تا به امروز قابل رویت هست که چرا این دوستان جواب چرای اینکه دست همراهی از آزربایجان دریافت نکرده اند را نگرفتند؟
هرچند سوالاتی از این قبیل و پاسخ و پرداختن به آنها از منظر هر شخص وارد به مسائل به گونه شاید متفاوت مطرح گردد ولی در کل سکوت و یا انکار مساله دلیل بر عدم وجود آن مساله نیست. ذکر اینکه پاک کردن ها دیگر جواب نمیدهند. اینکه اخبار مربوط به آزربایجانی ها به شیوه هایی کاملا حرفه ای در بخش رسانه ها در داخل و خارج طوری متفاوت به بازار اطلاعات عرضه میگردد باعث دوری آزربایجانی ها و محافظه کاری آنها میگردد. به قول یک مثال ترکی ( بیلدیگون قارنون دا قالسین ترجمه مستقیم آن یعنی هرچه میدانی در شکمت نگهدار و ترجمه مفهومی مشابه آن یعنی محافظه کار باش).
بگزریم و برسیم به امروز. امروز در آزربایجان مبارزات به گونه دیگر رقم میخورد. مبارزاتی که در زمینه حقوق اولیه این ملت از درخواست حق تحصیل به زبان مادری گرفته تا مسائل فرهنگی متفاوت تر از همیشه است.
گستره دنیای اطلاعات در این دنیا با بروز شدن خواست و مبارزات در آزربایجان همطراز است.
آزربایجانی ها کلیه مطالب و اتفاقات پیرامون خود را بخوبی رسد میکنند. واقفند که در هفته ای که گذشت کودک ترک ارومیه ای در برنامه گجلر تبریز چگونه توسط مجری برنامه سانسور گردید. این کودک که خواست تا شعری از استاد زهتابی را در برنامه تلویزیونی بخواند با اشتباهی که از طرف جناب مجری برنامه روی داد با واکنشی قاطع روبرو گردید. این عملکرد نابجای مجری برنامه باعث میشود که موجی از اعتراضات در شبکه های اجتماعی و علل الخصوص شبکه تلگرام بین آزربایجانی ها به وقوع بپیوندد. اعتراضی که در بیشتر رسانه ها اصلا نه دیده شد و نه انعکاس یافت. ماجرا به آنجا کشیده شد که در برنامه دیگری از سری گجلر مجری خود شخصه با معضرت خواهی از مردم آزربایجان شعر ترکی پروفسور زهتابی را میخواند و از مردم آزربایجان معضرت خواهی میکند. ولی در یکی از سری های همین برنامه عاشیق با اجرایی که در مدح امام حسین سومین امام شیعیان میخواند بهانه ای به دست حکومت میدهد که باعث حذف کامل این برنامه گردید. چرا چون مردم آزربایجان در مورد مذهب و عشق به امام حسین تسلیم دستگاه حکومتی میشوند و این دستگاه با علم کردن چنین سناریوهایی مردم را فریفته و سعی در برنده بودن در این نوع مبارزات دارد چرا که خوب میداند نقطه ضعف ملت در مذهب و معصومیت … در کجاست.

اما کمی دقت بینی لازم است.

اول از همه اجرای این شعر ملی و هویتی چگونه تا آنجا رفته است؟ یعنی خواسته ها امروز نه  فقط در قلب ها بلکه در رسانه به صورت علنی مطرح میشود. رسانه هایی که سعی در القای هویت های جعلی بر ملت ترک آزربایجان هستند با چنین رویداد هایی از طرف مردم بزرگترین هزینه را برای این حکومت ضد بشری به همراه دارند. یعنی چنین شعری با یک چنین محتوی هویتی در این برنامه تلویزیونی که سعی در آسمیله کردن مردم از این طریق دارد شاید به ظاهر کار کودکی شش ساله باشد ولی در عمق این کار هویت نهفته است. هویتی که هرچند از او طی یک سده گذشته گرفته شده اما در همان تریبونی که اینچنین سیاستی (آسمیله کردن) را دنبال میکند به صحنه اجرا گزاشته میشود. یعنی همان حرف معروف که قدرت گرفته شده از مردم به آنان باز خواهد گشت. وبه دید من این یک نوع مبارزه مدرن با نظام های دیکتاتوری همچون جمهوری اسلامی ایران در بخش فرهنگی است.
مواردی از این قبیل طی هفته ای که گذشت را میتوانیم مثال بزنیم. حرکت هایی که خواستار نامگذاری کودکان و محله جات به ترکی گرفته تا خواست اجرای برنامه های ترکی در شبکه های استانی است گواه این مدعی است که مبارزه در آزربایجان نه با سلاح و ابزار جنگی بلکه با پیدایش مبارزین راه فرهنگی در جریان است. از اینرو یکی از موثرترین نوع مبارزات در ایران در این خطه را حرکت ملی آزربایجان رهبری میکند. حرکتی که نه فقط در دنیای مجازی بلکه در قلب تک تک خانه ها جایگاه و پایگاهی عزیم ایجاد کرده است. چنین جنبشی میتواند کارگزار و پراگماتیک به آینده پای بگزارد. چرا که سیل مردمی را به دنبال خود دارد. چرا که خواست مردم از حق تحصیل به زبان مادری گرفته تا حفظ و احیای محیط زیست را خواهان است.
زنده باد مبارزات مردم آزربایجان

http://www.iranglobal.info/node/55803

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s