ای آزربایجان رسولت تو را فریاد میزند

untitledra

هوا سرد است ولی کسی نمیداند.

هوای این اتاق بسیار سرد است. آنچنان سرد که نک انگشتهای دست ها و پاهایش را کرخت کرده است. او نامش پطرس نیست. و او از حوالی کشورهای ورای جغرافیای ساکن ما نیست. او کسی است که به احترام ملتش، زبان و فرهنگ خود دست به این کار زده است. او فداکاری است که نامش، گفته و كرده اش ترس و لرزى عظيم بر اندام كليات نظام ضد ترك حاكم انداخته است. او قهرمان ملتی است که بند استعمار فرهنگی را یوغ میکشند. چه تنها است این مرد امروز. چه بیصدا است این صدای بلند غرش شکستن روح بزرگ بشری. چه بی مهابا به جنگی رفته است او امروز تنها. کسی جرات رویارویی اش كه سهل، حتی تصورش را در خیال هم ندارد.

نیک قابل فهم است که اگر گرسنگی و فرط عدم تغذیه ما را به گیجی میکشاند اما کس نمیداند چقدر سخت است وقتی دست هایت به سردی میگرایند. کسی نمیداند که وقتی پاهایت حتى در گرماى فرط تابستان كه سیراب در دمای بالا است سرد میشوند. شاید زخود پرسی چرا مرا چه شده است؟ لیک فهمیده ای که کسی در این اتاق شلوغ تو را نمیداند و تو را سخت خواهد فهمید کسی. چرا که زبانت قابل درک نیست. به راستی چرا سردت است؟ ولى هر آنكه تو را فهمد حتى قليل، تو را با روح بلندت درك خواهد كرد و اين همان فرقى است كه تو دارى. چرا كه تو در هدف خويش بصيرت دارى و نورى كه انتهاى تونل پيش رويت است را ميبينى. تو هدف دارى و آن تو را كافى است.

تو را سرد خواهد گشت این اتاق و این فضا. تو را سخت سرد و سخت احاطه خواهد کرد این ظلم. کس نمیداند اعتصاب تو در ملت خویش چه خواهد کرد. تو گل تازه شکفته پاییزی ملتمان هستی رسول. کس نمیداند چگونه خواهد گشت این زمان. و تو ای زمان، ای گذر متاثر از خاطره ها، تو شاهد باش که چگونه سخت میگری این مرد را. زمان، تو ای اهرم دست این نظام ضد بشری، صادقانه خود را در آینه ببین. ببین که تو نیز مهربانی در وجودت است. ببین که چگونه خود را به دست استعمار داده ای. ببین که چگونه باید گذر لحظه ها و ثانیه هایت به مثابه عمری بر وجود رسول بگذرد. ببین که آینده از تو و برای همه است گرچه تو واگن های این مسافرینی و قطارت از حرکت باز نمی ایستد. ببین رسول جسمش سرد میگردد. او چه کرده است که اره های تیز برنده ات روح وجسم، جوارح وجوانحش را اینچنین میسابد. او چه میخوهد مگر ای زمان؟

مگر انسان (رسول) آزاد نیست؟ براستی چرا انسان (رسول) آزاد نیست؟ براستى چرا رسول در زندان است. دقيقه اى را هم به او بيانديش اى انسان. تو آزادى كه بيانديشى و بدانى چيست اين مكان و دورانی كه تو در آنى.

ای آزربایجان امروز اگر میدانی که محرم است لیک اين نيز نيك بدان که حسین تو در بند است. حسین برای هرآنچه رفته بود بماند. اين را تو بدان که آزاده مرد تو در زندان به جنگى رفته است كه او را به بيش از هفت روز اعتصاب وا داشته است. بدان که امروز عزاداری برای تو نیاز نیست. رخت برکن از این جامه کهنه و بگیر دست رسولت را. رسولت امروز تو را میخواند به زبان و به نزدیکی دورانی که در آن هستی. تو امروز ای آزربایجان، جامه سفید تن کن و بگیر دست یاری این مرد را که آزادی حق اوست و تو در كنارش خواهى بود. آزادى نه زنجیری است که برپشت زنی تا بدانی چه شده بود قرن ها پیشتر. دریاب رسولت را که تو را میخواند امروز.

Advertisements

بازی های فوتبال و عرصه ای برای ابراز وجود

 

بازی فوتبال تیم های قشقایی و پرسپولیس گذشته از حساسیتی که در نتیجه بازی بود و حاصل شد رویاروی قشقایی ها, این تورک های بااصالت و فعالینی که خواستار حقوق طبیعی خود از حق تحصیل گرفته تا مواردی دیگر هستند, این فرصت طلایی را برایشان ایجاد کرد تا هویت و موجودیت خود را به منصه ظهور در این جامعه خفه و درگیر در توهمات ملی گرایی که سعی در به حاشیه راندن آنها داشته و دارد با اعلام پلاکارد هایی در دست که خود گویای همه چیز هست بگذارند.
بخش وسیعی از قشقایی ها طی این چند سال اخیر بسیار آگاهانه و با پشتکار فراوان سعی در احیای هویت خود که همواره مورد تاخت وتاز سیاست های مرکز گرا بوده هستند. آنها امروز هویت خود را بیش از پیش و در شرایطی به همه اثبات کردند که گویی این همه سال که میگفتند شیراز مهد تمدن ایران رضاخانی بود یک شبه تسخیر این فعالین تورک گشت. فراموش نکنیم که قشقایی ها در منطقه ای ساکن هستند که دورتا دورشان را اقوامی دیگر با زبان وفرهنگی دیگر احاطه کرده اند. باید خسته نباشید گفت به این فعالین که با وجود مشکلات بسیار فراوان در چنین شرایطی کمر همت به احیای حقوق و خواست خود هستند.
اگرچه در این عکس که مشاهده میشود همچنان کلمه «تورک» موردی بسیار رنجش آور, غیر قابل تحمل, جعلی, عامل بیگانه, تجزیه طلب, برانداز نظام, و یا غیره در ادبیات شما جناب روزنامه هفت صبح و یا اساتید بزرگ, جلوه گر است ولی باز میگوییم عیبی یوخ و به یاد خواهیم داشت که چگونه سانسور و سیاست های شما با ما چه میکند. چشم هایتان را بر حقیقت بسته اید گرچه نیک میدانید چه خبر است.

7-mo