فراكسيون ترکها ای داد که آمد تجزیه

اصلا قدری سوال كردن چيز بدى نيست. اگر سوال كنيم نميگویند يارو نميدونه بلكه برعكس ميگن يارو ميخواد بدونه. كاش از آقاى استاد سوال بشه كه دليل شون چيه كه مخالف تشكيل فراكسيون ترك ها هستند؟ جوابتون اینه… اینجا ایرانه… خب باشه من هم تورک هستم ونیاز به آموزش به زبان مادریم را دارم که جزو پایه ای ترین حقوق من هست.

در خصوص فراكسيون مناطق ترك نشين، فراكسيون ترك ها و يا ترك زبانها یا هر حرکتی که کلمه ترک را یدک میکشد علنا صحبت بسيار بسيط در حد پايانامه ها و اصلا شايد پايان نامه هاى بى پايان است كه هنوز شروع نشده عده اى اصل (نه جعلى یا بدون ریشه بلکه نسخه اصل) و داراى نسب هاى فراتاريخى كه رگ هايشان خونهاى اصيل را جريان دهى ميكند به خروش آمده اند كه بگيريد اين ترك ها را… مملکت پاره گشت آی مردم هوار… این اساتید بخشی از جامعه روشن فکر مرکز گرای فارس محور  جغرافیای ایران هستند که در این مطلب گذری کوتاه به آنان خواهیم داشت.

ولى فراكسيونى كه هنوز شروع به كار نكرده و هيچ عملكرد درخور توجهى براى جمعيت و ملت ترك را در خود تا به امروز نداشته چرا و به چه دلیل اينچنين مخالفينى دارد؟ جواب ها به زمان خود پاسخ داده خواهد شد. زمان بهترین راهکار برای این مساله.

ولى ذكر دو نكته را در اين خصوص لازم ميدانم.

 قبل از همه بايد بدانيم كه كجا زندگى ميكنيم. خواهشا چشم ها بازتر گردد. (محدوده جغرافيايى). خب دوستان عزيز بيشتر شما و ما و او ها (دشمنان که البته در کشور همسایه است) كه ميشناسيم همه واقف به اين موضوع هستيم كه اكثر قريب به اتفاق اين نمايندگان از مناطقى به اين فراكسيون پيوسته اند كه داراى ملتى به نام ترك (ترك ها در اين مناطق اكثريت را دارا هستند) است. حالا چه خوشمان بيايد يا نه چه بخواهيم جعل كنيم و كتاب و سند و مرحوم احمد كسروى را بياوريم كه برايمان درس زبانشاسى بدهد يا به شاهنامه برويم یا فال حافظ بگيريم ميبينيم وضع جور ديگرى است. یعنی مستندات امروز. دلمان نميخواهد ولى به اين نتيجه كه واقعيت عصر حال هست ميرسيم كه در ايران ترك ها موجوديت دارند. حالا بگوييد نه آنها آذرى هستند ولى مگر ميشود كه اين آذرى شما را جوانان كه هيچ، هيچ پدر و مادر تركى قبول ندارد كه باز هيچ اصلا نميداند كه چيست. بحث تاريخي بماند براى اهلش. نميخواهيم برگرديم به عقب بلكه حال و الان و ناو و يتز(آلمانى) را مد نظر داشته باشيم. ببينيد باكلاسم به فارسی و عربى و انگليسى و آلمانى يك كلمه را ترجمه كردم ولى افسوس كه جايى براى تركى نگذاشته اين آموزش و سيستم آموزشى كه دوازده سال به آن زبان آموختم و سعى كردم بگويم ولى هيچ وقت نتوانستم كه بگويم هر آنچه که ميخواستم بگويم. چون ارتباط تجزيه و تحليل آموزش موجود در كشور با سيستم مغزى و روحى مادرى و زبان اولم سازگار نبود. آیا زمانش نیست که ترک ها هم بنویسند به زبان مادریشان آنا یا آتا سو وردی؟ پس اگر فراکسیون مثبت عمل کند بابا این کودک تشنه آموزش را سیراب خواهد کرد.

 واى ترك ها ميخواهند فراكسيون داشته باشند. واى يك سوم مجلس… اى داد… ملكت سه پارچه شد… اما اگر عملكرد فراکسیون صحيح باشد، به جاى جنگ با اسلحه و فشح و ناسزا به نظام، با ابزار هاى موجودى كه در آن سيستم در آن موقعیت جغرافیایی هست مبارزه خواهند کرد. البته براى ما خارجى نشين ها هرچه از اين نظام است در كل باطل است من هم قبول دارم ولى براى كسى كه در داخل ايران ميخواهد به صورت رودرو در آن موقعيت جغرافيايى با اين سيستمِ واقعا بدور از منطق و معادله و بدون نُرم سر و كله بزند یا تغییری را بوجود بیاورد، اين بهترين كه به نظرم پيشرو ترين نوع مبارزه است. ولى باز زمان ميخواهد تا ديد آيا اين فراكسيون در راستاى خواسته هاى ملت ترك ايران است يا نه.

نكته بعدى در خود همين بند قبلى است. دوستان حاضر در صحنه مملکت و علمدارن کشور بزرگ پارس در چندين ويدئو  و نطق تاریخیشان كه اخيرا دست به دست عين سيل نور از آنور به اينور مى آيد مويد اين نكته اند كه هنوز نميداند درد ملت چيست و شكم پرى آنها را به نوعى به قارنى ياريخليغ (اگر دوستی این اصطلاح را ترجمه کند ممنون میشوم) کشانده. قدر عافيت كسى داند كه به مصيبتى گرفتار آيد بزرگوار. جناب حضرات والا شما مشكلتون با اين فراكسيون چى هست؟ كاش ميشد قدرى بيشتر توضيح ميداديد تا از اين جامعه ايرانى كه يكى استاد گويد سخن و ديگران همه چح چح و به به… كاش ميفهميديد بى زبانى يعنى چه. کاش میفهمیدید مهاجرت به شهری که اصل غربت هست یعنی چه. کاش قدری انصاف داشتید. کاش قبول کنید که ما در ایران تورک داریم.

کاش میدانستید که اين كشور با اين سيستم فرهنگى كه در اون يك نفر هرچه بگويد سخنش براى ما سند است در شما هم اثر کرده و چطور باعث رو به فنا رفتن مملكت ميشود.

 چون ما در يك نظام ديكتاتور مأب زندگى كرده ايم بنابراين اين ديكته كردن براى ديگران را ناخواسته و يا خواسته در سيستم زندگيمان قرار ميدهيم. بعضى ها ديكته كننده و بعضى ها ديكته شونده ايم. یعنی فرهنگ ما دیکته زده شده است. حال بگویید نه ولی هست.

 اصلا قدری سوال كردن چيز بدى نيست. اگر سوال كنيم نميگویند يارو نميدونه بلكه برعكس ميگن يارو ميخواد بدونه. كاش از آقاى استاد سوال بشه كه دليل شون چيه كه مخالف تشكيل فراكسيون ترك ها هستند؟ جوابتون اینه… اینجا ایرانه… خب باشه من هم تورک هستم ونیاز به آموزش به زبان مادریم را دارم که جزو پایه ای ترین حقوق من هست.