FORUM ON MINORITY ISSUES NINTH “Minorities in situation of humanitarian Discussion Item 3 9TH session of the Forum on Minority Issues – OHCHR, 24/25 November 2016, Unites Nations – Geneva

jaleh

 

Mr le President,

La Déclaration sur les droits des personnes appartenant à des minorités nationales ou ethniques, religieuses et linguistiques, requiert l’élimination de toutes formes de discrimination à l’égard des membres des minorités ainsi que la reconnaissance de leur légitimité sans aucune discrimination.

Or, les minorités sont souvent affectées de façon disproportionnée par les crises humanitaires, les catastrophes naturelles ou imputables à l’homme, ou lors de crises sociales et économiques.

Pour exemple, M. Le Président, je me permets de citer la crise humaine qui se produit en ce moment dans ma région d’Azerbaïdjan, in Iran.

Le lac Ourmia, 2ème lac salé au monde, est aujourd’hui asséché à 95%.

Outre la menace que le sel marin fait peser sur la pérennité de l’agriculture, les tempêtes de sel provoquent une crise sanitaire caractérisée par une très forte augmentation du taux des maladies de peau, de sécheresse et d’allergies oculaires, du cancer du poumon et d’hypertension artérielle dans les provinces de l’Est de l’Ouest Azerbaïdjan.

Les 5% de lac encore vivant et bientôt les 8 milliard de tonnes de sel exposés à l’air libre laissent peu d’espoir à la population installée dans cette région.

Face à cette catastrophe écologique, l’immigration de 5 millions de personnes est une évidence. Nous assisterons de fait à une catastrophe humanitaire touchant les plus fragiles, notamment les femmes et les enfants, contraints de quitter leur foyer et leur communauté d’Azerbaïdjan ouest et Est.

Malgré la bonne volonté de la communauté internationale et des experts pour sauver la vie des millions de gens en Azerbaïdjan -Iran, nous constatons que, depuis quelques années, le lac Ourmia est un sujet très politisé. Les autorités iraniennes ont systématiquement créé un obstacle à l’utilisation du budget alloué pour le projet de sauvegarde du lac Ourmia et, à ce jour, aucune des promesses de Président ROUHANI ne s’est matérialisée.

Nous, ArcDH exigeons que l’Etat Iranien cesse d’utiliser la disparition du lac Ourmia comme un moyen de pression politique en assumant ses responsabilités et en prenant de toute urgence les mesures de sauvegarde écologiques et humanitaires qui s’imposent dans ce cas précis.

Nous pensons que le respect aux minorités est un moyen de prévenir ou d’atténuer l’impact des crises humanitaires

Je vous remercie, M. Le Président, de m’avoir écoutée ……

24/25 Novembre 2016

video:

فراكسيون ترکها ای داد که آمد تجزیه

اصلا قدری سوال كردن چيز بدى نيست. اگر سوال كنيم نميگویند يارو نميدونه بلكه برعكس ميگن يارو ميخواد بدونه. كاش از آقاى استاد سوال بشه كه دليل شون چيه كه مخالف تشكيل فراكسيون ترك ها هستند؟ جوابتون اینه… اینجا ایرانه… خب باشه من هم تورک هستم ونیاز به آموزش به زبان مادریم را دارم که جزو پایه ای ترین حقوق من هست.

در خصوص فراكسيون مناطق ترك نشين، فراكسيون ترك ها و يا ترك زبانها یا هر حرکتی که کلمه ترک را یدک میکشد علنا صحبت بسيار بسيط در حد پايانامه ها و اصلا شايد پايان نامه هاى بى پايان است كه هنوز شروع نشده عده اى اصل (نه جعلى یا بدون ریشه بلکه نسخه اصل) و داراى نسب هاى فراتاريخى كه رگ هايشان خونهاى اصيل را جريان دهى ميكند به خروش آمده اند كه بگيريد اين ترك ها را… مملکت پاره گشت آی مردم هوار… این اساتید بخشی از جامعه روشن فکر مرکز گرای فارس محور  جغرافیای ایران هستند که در این مطلب گذری کوتاه به آنان خواهیم داشت.

ولى فراكسيونى كه هنوز شروع به كار نكرده و هيچ عملكرد درخور توجهى براى جمعيت و ملت ترك را در خود تا به امروز نداشته چرا و به چه دلیل اينچنين مخالفينى دارد؟ جواب ها به زمان خود پاسخ داده خواهد شد. زمان بهترین راهکار برای این مساله.

ولى ذكر دو نكته را در اين خصوص لازم ميدانم.

 قبل از همه بايد بدانيم كه كجا زندگى ميكنيم. خواهشا چشم ها بازتر گردد. (محدوده جغرافيايى). خب دوستان عزيز بيشتر شما و ما و او ها (دشمنان که البته در کشور همسایه است) كه ميشناسيم همه واقف به اين موضوع هستيم كه اكثر قريب به اتفاق اين نمايندگان از مناطقى به اين فراكسيون پيوسته اند كه داراى ملتى به نام ترك (ترك ها در اين مناطق اكثريت را دارا هستند) است. حالا چه خوشمان بيايد يا نه چه بخواهيم جعل كنيم و كتاب و سند و مرحوم احمد كسروى را بياوريم كه برايمان درس زبانشاسى بدهد يا به شاهنامه برويم یا فال حافظ بگيريم ميبينيم وضع جور ديگرى است. یعنی مستندات امروز. دلمان نميخواهد ولى به اين نتيجه كه واقعيت عصر حال هست ميرسيم كه در ايران ترك ها موجوديت دارند. حالا بگوييد نه آنها آذرى هستند ولى مگر ميشود كه اين آذرى شما را جوانان كه هيچ، هيچ پدر و مادر تركى قبول ندارد كه باز هيچ اصلا نميداند كه چيست. بحث تاريخي بماند براى اهلش. نميخواهيم برگرديم به عقب بلكه حال و الان و ناو و يتز(آلمانى) را مد نظر داشته باشيم. ببينيد باكلاسم به فارسی و عربى و انگليسى و آلمانى يك كلمه را ترجمه كردم ولى افسوس كه جايى براى تركى نگذاشته اين آموزش و سيستم آموزشى كه دوازده سال به آن زبان آموختم و سعى كردم بگويم ولى هيچ وقت نتوانستم كه بگويم هر آنچه که ميخواستم بگويم. چون ارتباط تجزيه و تحليل آموزش موجود در كشور با سيستم مغزى و روحى مادرى و زبان اولم سازگار نبود. آیا زمانش نیست که ترک ها هم بنویسند به زبان مادریشان آنا یا آتا سو وردی؟ پس اگر فراکسیون مثبت عمل کند بابا این کودک تشنه آموزش را سیراب خواهد کرد.

 واى ترك ها ميخواهند فراكسيون داشته باشند. واى يك سوم مجلس… اى داد… ملكت سه پارچه شد… اما اگر عملكرد فراکسیون صحيح باشد، به جاى جنگ با اسلحه و فشح و ناسزا به نظام، با ابزار هاى موجودى كه در آن سيستم در آن موقعیت جغرافیایی هست مبارزه خواهند کرد. البته براى ما خارجى نشين ها هرچه از اين نظام است در كل باطل است من هم قبول دارم ولى براى كسى كه در داخل ايران ميخواهد به صورت رودرو در آن موقعيت جغرافيايى با اين سيستمِ واقعا بدور از منطق و معادله و بدون نُرم سر و كله بزند یا تغییری را بوجود بیاورد، اين بهترين كه به نظرم پيشرو ترين نوع مبارزه است. ولى باز زمان ميخواهد تا ديد آيا اين فراكسيون در راستاى خواسته هاى ملت ترك ايران است يا نه.

نكته بعدى در خود همين بند قبلى است. دوستان حاضر در صحنه مملکت و علمدارن کشور بزرگ پارس در چندين ويدئو  و نطق تاریخیشان كه اخيرا دست به دست عين سيل نور از آنور به اينور مى آيد مويد اين نكته اند كه هنوز نميداند درد ملت چيست و شكم پرى آنها را به نوعى به قارنى ياريخليغ (اگر دوستی این اصطلاح را ترجمه کند ممنون میشوم) کشانده. قدر عافيت كسى داند كه به مصيبتى گرفتار آيد بزرگوار. جناب حضرات والا شما مشكلتون با اين فراكسيون چى هست؟ كاش ميشد قدرى بيشتر توضيح ميداديد تا از اين جامعه ايرانى كه يكى استاد گويد سخن و ديگران همه چح چح و به به… كاش ميفهميديد بى زبانى يعنى چه. کاش میفهمیدید مهاجرت به شهری که اصل غربت هست یعنی چه. کاش قدری انصاف داشتید. کاش قبول کنید که ما در ایران تورک داریم.

کاش میدانستید که اين كشور با اين سيستم فرهنگى كه در اون يك نفر هرچه بگويد سخنش براى ما سند است در شما هم اثر کرده و چطور باعث رو به فنا رفتن مملكت ميشود.

 چون ما در يك نظام ديكتاتور مأب زندگى كرده ايم بنابراين اين ديكته كردن براى ديگران را ناخواسته و يا خواسته در سيستم زندگيمان قرار ميدهيم. بعضى ها ديكته كننده و بعضى ها ديكته شونده ايم. یعنی فرهنگ ما دیکته زده شده است. حال بگویید نه ولی هست.

 اصلا قدری سوال كردن چيز بدى نيست. اگر سوال كنيم نميگویند يارو نميدونه بلكه برعكس ميگن يارو ميخواد بدونه. كاش از آقاى استاد سوال بشه كه دليل شون چيه كه مخالف تشكيل فراكسيون ترك ها هستند؟ جوابتون اینه… اینجا ایرانه… خب باشه من هم تورک هستم ونیاز به آموزش به زبان مادریم را دارم که جزو پایه ای ترین حقوق من هست.

ای آزربایجان رسولت تو را فریاد میزند

untitledra

هوا سرد است ولی کسی نمیداند.

هوای این اتاق بسیار سرد است. آنچنان سرد که نک انگشتهای دست ها و پاهایش را کرخت کرده است. او نامش پطرس نیست. و او از حوالی کشورهای ورای جغرافیای ساکن ما نیست. او کسی است که به احترام ملتش، زبان و فرهنگ خود دست به این کار زده است. او فداکاری است که نامش، گفته و كرده اش ترس و لرزى عظيم بر اندام كليات نظام ضد ترك حاكم انداخته است. او قهرمان ملتی است که بند استعمار فرهنگی را یوغ میکشند. چه تنها است این مرد امروز. چه بیصدا است این صدای بلند غرش شکستن روح بزرگ بشری. چه بی مهابا به جنگی رفته است او امروز تنها. کسی جرات رویارویی اش كه سهل، حتی تصورش را در خیال هم ندارد.

نیک قابل فهم است که اگر گرسنگی و فرط عدم تغذیه ما را به گیجی میکشاند اما کس نمیداند چقدر سخت است وقتی دست هایت به سردی میگرایند. کسی نمیداند که وقتی پاهایت حتى در گرماى فرط تابستان كه سیراب در دمای بالا است سرد میشوند. شاید زخود پرسی چرا مرا چه شده است؟ لیک فهمیده ای که کسی در این اتاق شلوغ تو را نمیداند و تو را سخت خواهد فهمید کسی. چرا که زبانت قابل درک نیست. به راستی چرا سردت است؟ ولى هر آنكه تو را فهمد حتى قليل، تو را با روح بلندت درك خواهد كرد و اين همان فرقى است كه تو دارى. چرا كه تو در هدف خويش بصيرت دارى و نورى كه انتهاى تونل پيش رويت است را ميبينى. تو هدف دارى و آن تو را كافى است.

تو را سرد خواهد گشت این اتاق و این فضا. تو را سخت سرد و سخت احاطه خواهد کرد این ظلم. کس نمیداند اعتصاب تو در ملت خویش چه خواهد کرد. تو گل تازه شکفته پاییزی ملتمان هستی رسول. کس نمیداند چگونه خواهد گشت این زمان. و تو ای زمان، ای گذر متاثر از خاطره ها، تو شاهد باش که چگونه سخت میگری این مرد را. زمان، تو ای اهرم دست این نظام ضد بشری، صادقانه خود را در آینه ببین. ببین که تو نیز مهربانی در وجودت است. ببین که چگونه خود را به دست استعمار داده ای. ببین که چگونه باید گذر لحظه ها و ثانیه هایت به مثابه عمری بر وجود رسول بگذرد. ببین که آینده از تو و برای همه است گرچه تو واگن های این مسافرینی و قطارت از حرکت باز نمی ایستد. ببین رسول جسمش سرد میگردد. او چه کرده است که اره های تیز برنده ات روح وجسم، جوارح وجوانحش را اینچنین میسابد. او چه میخوهد مگر ای زمان؟

مگر انسان (رسول) آزاد نیست؟ براستی چرا انسان (رسول) آزاد نیست؟ براستى چرا رسول در زندان است. دقيقه اى را هم به او بيانديش اى انسان. تو آزادى كه بيانديشى و بدانى چيست اين مكان و دورانی كه تو در آنى.

ای آزربایجان امروز اگر میدانی که محرم است لیک اين نيز نيك بدان که حسین تو در بند است. حسین برای هرآنچه رفته بود بماند. اين را تو بدان که آزاده مرد تو در زندان به جنگى رفته است كه او را به بيش از هفت روز اعتصاب وا داشته است. بدان که امروز عزاداری برای تو نیاز نیست. رخت برکن از این جامه کهنه و بگیر دست رسولت را. رسولت امروز تو را میخواند به زبان و به نزدیکی دورانی که در آن هستی. تو امروز ای آزربایجان، جامه سفید تن کن و بگیر دست یاری این مرد را که آزادی حق اوست و تو در كنارش خواهى بود. آزادى نه زنجیری است که برپشت زنی تا بدانی چه شده بود قرن ها پیشتر. دریاب رسولت را که تو را میخواند امروز.

بازی های فوتبال و عرصه ای برای ابراز وجود

 

بازی فوتبال تیم های قشقایی و پرسپولیس گذشته از حساسیتی که در نتیجه بازی بود و حاصل شد رویاروی قشقایی ها, این تورک های بااصالت و فعالینی که خواستار حقوق طبیعی خود از حق تحصیل گرفته تا مواردی دیگر هستند, این فرصت طلایی را برایشان ایجاد کرد تا هویت و موجودیت خود را به منصه ظهور در این جامعه خفه و درگیر در توهمات ملی گرایی که سعی در به حاشیه راندن آنها داشته و دارد با اعلام پلاکارد هایی در دست که خود گویای همه چیز هست بگذارند.
بخش وسیعی از قشقایی ها طی این چند سال اخیر بسیار آگاهانه و با پشتکار فراوان سعی در احیای هویت خود که همواره مورد تاخت وتاز سیاست های مرکز گرا بوده هستند. آنها امروز هویت خود را بیش از پیش و در شرایطی به همه اثبات کردند که گویی این همه سال که میگفتند شیراز مهد تمدن ایران رضاخانی بود یک شبه تسخیر این فعالین تورک گشت. فراموش نکنیم که قشقایی ها در منطقه ای ساکن هستند که دورتا دورشان را اقوامی دیگر با زبان وفرهنگی دیگر احاطه کرده اند. باید خسته نباشید گفت به این فعالین که با وجود مشکلات بسیار فراوان در چنین شرایطی کمر همت به احیای حقوق و خواست خود هستند.
اگرچه در این عکس که مشاهده میشود همچنان کلمه «تورک» موردی بسیار رنجش آور, غیر قابل تحمل, جعلی, عامل بیگانه, تجزیه طلب, برانداز نظام, و یا غیره در ادبیات شما جناب روزنامه هفت صبح و یا اساتید بزرگ, جلوه گر است ولی باز میگوییم عیبی یوخ و به یاد خواهیم داشت که چگونه سانسور و سیاست های شما با ما چه میکند. چشم هایتان را بر حقیقت بسته اید گرچه نیک میدانید چه خبر است.

7-mo

South Azerbaijani Children And Their Issues Up Today, 73rd Session On the Rights Of The Child

The rights to education in mother language.
Children are vulnerable with the adverse impact on their education, physical wellbeing, sexual exploitation, abduction and subsequent exploitation by human trafficking bandits.
Children get involved in: Washing car glasses, selling cigarettes and even are drawn to drug dealing by adults in street.
Working in a brick furnace more than 14 hours in a day.
Azerbaijani girls working in a carpet factories from the age of 5 years old.
The West Azerbaijan province is confronted with the severe problem of using drugs and narcotic drugs. Which cause the risk of addiction among children too.
4488 children were coerced to marriage under the age of 15 in east Azerbaijan just in 2014.
Girls by the age of 15 in East Azerbaijan cities is likely to have two kids of five and one years old.
Most of the village girls undergo marriage with men often 10 years older than themselves.
Children suffer incalculable ill-effects because of unduly subjected to sex, pregnancy, giving premature birth, in-house violence by husband or other members of the family.
Children ran away because of sexual abuse and even suffer sexual abuse living rough in the streets.

Lack of a secure living environment, rough situation in childhood, sexual abuses, families economic poverty, migration to large cities, lack of any pragmatic policy and no glimmer of hope to signify possible progress are some of the key factors that should be considered and I.R.I is the responsible for these issues consequences.

چوخ یاخین نه قدر اوزاق/ همین نزدیکی چقدر دور

تدریس مکانهای تاریخی در علم مربوطه اش باعث شناخته شدن آنها, نمایان گشتن موجودیتشان و شکوفایی بخش های فرهنگی است.

گاماج:
(در کتاب فارسی بخوانیم دوم ابتدایی در درس مربوط به “ایران خانه بزرگ ما” در آموزش تصویری اماکن تاریخی و دیدنی جغرافیای موسوم به ایران اصلا از هزاران آثار تاریخی و بکر آزربایجان جنوبی تصویری آورده نشده است در این بخش اصلا از استان های تورک نشین در ایران صحبت نشده است اما قومیت های دیگر همچون گیلک اکراد و…چون خود فارس ها قلمداد شده است.)

در سال های اخیر به مراتب سیستم آموزشی کشور از هراس و از فرط توهمات خود سعی در جعل و اخیرا در این مورد با گذر از وجودیت این مکانها در نقاط ترک نشین ایران خواهان تدریس تاریخ و هویت به شیوه مرکزگرایی و ایرانی منهای هر نوع ترک چه آزربایجانی, قشقایی, ترکمن وغیره داشته است.
این نوع سیاست ها همواره ماهیت یک قوم رانشانه گرفته و سعی در انکار واقعیت های موجود دارند. باید هوشیار بود و پرسید که چرا ملت ترک در ایران به این رویه دچار گشته است. باید پرسید که چرا در آزربایجان که در اکثر نقاط آن والدین هیچ گونه آشنایی به زبان فارسی ندارند باید به این کتب تحصیلی تحمیلی تن در دهند؟ چرا باید در استانهای ترک نشین که زبانی غیر از رشته زبان های هند و اروپایی دارند به زبان فارسی تحمیل به تدریس شوند؟ چرا هیچ روشنفکری خود را نه به جای یک ترک بلکه به عنوان یک فرد آگاه به مسائل بیطرفانه که باید بدون پیش داوری به این نوع سیاست ها بنگرد واکنشی درخور نشان نمیدهد؟ چرا ترک ها را تجزیه طلب میخوانند؟ …

همین نزدیکی ولی خیلی دورتر

سخنی با نیروهای اپوزیسیون و فعالین حقوق بشر
میخواهم در این نوشته به مثالی از دوران برپایی انقلاب که جنبش خلق مسلمان و طرفداران شریعتمداری که خواستار ابطال اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهور اسلامی ایران بودند و سرکوب شدند اشاره کنم. به عنوان اولین نهضت مردمی که نظام جمهوری اسلامی آن را مضمحل کرد. اشاره کنم که تا وقت حاضر, به عناوینی چون معاند و وابسته به بیگانه در بین خیلی ها شناخته میشوند. چه این طرف آب چه آن طرف. اگرچه حقوق ملی خود را نیز خواستار بوده اند ولی با سرکوب توسط کلیه احزاب و سازمان های سیاسی و چپ که خمینی را در این رویه یاری کردند به پایان خود رسیدند. هرچند بخت بد گریبانگیر است و بعدها تمامی آن سازمانها و چپی ها و … فدای نظام تشنه به خون خمینی شدند.

امروز بیش از سه ده از استقرار جمهوری اسلامی میگذرد و نیروهای اپوزیسیون و روشنفکر در گذر زمان به این نتیجه رسیده اند که اعطای اختیارات کلی به رهبری که گفته میشود نمایندگی خدا بر روی زمین است امری باطل بوده و باید این اختیارات از رهبری سلب گردد. به راستی آن خواسته همین نزدیکی بود ولی چقدر دورتر شما آن را دریافتید.

ارجاع شود به کتاب آذربایجان وجنبش طرفداران آیت الله شریعتمداری نوشته ماشاالله رزمی.

و اما در خصوص تاریخ, ابنیه و زبان و …

دوست وعزیزی که این مطلب را میخوانی باید یادآوری بکنم که کلیه کتب تاریخی موجود در ایران وحتی برخی نقاط جهان در مورد تاریخ ترک های آزربایجان و زبان آنها به تحقیقی علمی دست نزده است. اکثر این تاریخ نویسان ایران را ۳ الی ۴ هزار ساله میدانند. ولی نیک میدانیم که تمدنهایی خیلی قدیمی تر و نزدیک به ۷ هزار سال در ایران و اللخصوص مناطق آزربایجان موجود است.

دوست عزیز باید یادآور شوم که مردم ترک ایران دارای رشته زبان پیوندی و ورای زبانهای ۳ ال ۴ هزار سال پیش هستند. اگر قدری به تاریخ ارج نمینهید دست کم به واقعیت موجود در عصر حاضر بنگرید. بنگرید که اگر غیر از زبان ترکی در آزربایجان بود که در این سال ها زیر چکمه های استعمار فرهنگی و تحصیلی درآمده نابود میگشت و تارو پودی نیز باقی نمانده بود.
بنگرید که امروز در آزربایجان مردم به زبان ترکی صحبت میکنند. بنگرید که این سیاست ها همه شکست خورده اند و یک ملت و یک دولت نیز نیستیم.
بنگرید که ترکی یکی از زبانهای زنده دنیا و تورکولوژی در بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا تدریس میشود.
شرم باد که مسئولین نظام آموزشی و حکومتی در ایران حتی از آوردن کلمه ترک نیز پرهیز میکنند.
با نظریه هایی کاملا عقیم و فرسوده که به مسائل نگریسته اند به مسائل نگاه نکنید. ماهیت یک ملت یا قوم را همان قوم و شناسه هایش تعریف میکند نه آنچه که در کتابی به نقل از تاریخنگاری آنچنان و اینچنین بوده است.

اپوزیسیون, فعال, کنشگر, احزاب و سازمانهای سیاسی که نتواند جایگاهی در بین مردم مناطق مختلف داشته باشد عملکردی مثبت و یا مثمر ثمر نخواهد داشت. این را به این خاطر میگویم که اگر حقیقتا خواهان تغییر هستیم باید بدانیم که کجا سرمایه و انرژیمان را خرج کنیم. سازمان ها و یا انجمن هایی که خواسته به روز ملیت های ساکن در ایران را به رسمیت نشناسند و یا در راستای احقاق آنها تلاش نکنند به گوش باشند که از چرخه مبارزات روز خیلی عقب مانده اند.

واکنش نشان دادن به چنین کتب تدریسی که ترک ها را علنا از بازه فرهنگ و تمدن به دور نگاه داشته است نیازمند است. از اینرو از تمامی فعالین فرهنگی و مدنی در آزربایجان تقاضا دارم که در این خصوص فعالتر از قبل باشند و از مردم فهیم و مبارز آزربایجان استدعا دارم که فریب این سیاست های روباه صفت رژیم ضد ترک ایران را نخورند.
چرا که آینده مال ماست.
Gələcək bizimdir.
منصور سیفی