فراكسيون ترکها ای داد که آمد تجزیه

اصلا قدری سوال كردن چيز بدى نيست. اگر سوال كنيم نميگویند يارو نميدونه بلكه برعكس ميگن يارو ميخواد بدونه. كاش از آقاى استاد سوال بشه كه دليل شون چيه كه مخالف تشكيل فراكسيون ترك ها هستند؟ جوابتون اینه… اینجا ایرانه… خب باشه من هم تورک هستم ونیاز به آموزش به زبان مادریم را دارم که جزو پایه ای ترین حقوق من هست.

در خصوص فراكسيون مناطق ترك نشين، فراكسيون ترك ها و يا ترك زبانها یا هر حرکتی که کلمه ترک را یدک میکشد علنا صحبت بسيار بسيط در حد پايانامه ها و اصلا شايد پايان نامه هاى بى پايان است كه هنوز شروع نشده عده اى اصل (نه جعلى یا بدون ریشه بلکه نسخه اصل) و داراى نسب هاى فراتاريخى كه رگ هايشان خونهاى اصيل را جريان دهى ميكند به خروش آمده اند كه بگيريد اين ترك ها را… مملکت پاره گشت آی مردم هوار… این اساتید بخشی از جامعه روشن فکر مرکز گرای فارس محور  جغرافیای ایران هستند که در این مطلب گذری کوتاه به آنان خواهیم داشت.

ولى فراكسيونى كه هنوز شروع به كار نكرده و هيچ عملكرد درخور توجهى براى جمعيت و ملت ترك را در خود تا به امروز نداشته چرا و به چه دلیل اينچنين مخالفينى دارد؟ جواب ها به زمان خود پاسخ داده خواهد شد. زمان بهترین راهکار برای این مساله.

ولى ذكر دو نكته را در اين خصوص لازم ميدانم.

 قبل از همه بايد بدانيم كه كجا زندگى ميكنيم. خواهشا چشم ها بازتر گردد. (محدوده جغرافيايى). خب دوستان عزيز بيشتر شما و ما و او ها (دشمنان که البته در کشور همسایه است) كه ميشناسيم همه واقف به اين موضوع هستيم كه اكثر قريب به اتفاق اين نمايندگان از مناطقى به اين فراكسيون پيوسته اند كه داراى ملتى به نام ترك (ترك ها در اين مناطق اكثريت را دارا هستند) است. حالا چه خوشمان بيايد يا نه چه بخواهيم جعل كنيم و كتاب و سند و مرحوم احمد كسروى را بياوريم كه برايمان درس زبانشاسى بدهد يا به شاهنامه برويم یا فال حافظ بگيريم ميبينيم وضع جور ديگرى است. یعنی مستندات امروز. دلمان نميخواهد ولى به اين نتيجه كه واقعيت عصر حال هست ميرسيم كه در ايران ترك ها موجوديت دارند. حالا بگوييد نه آنها آذرى هستند ولى مگر ميشود كه اين آذرى شما را جوانان كه هيچ، هيچ پدر و مادر تركى قبول ندارد كه باز هيچ اصلا نميداند كه چيست. بحث تاريخي بماند براى اهلش. نميخواهيم برگرديم به عقب بلكه حال و الان و ناو و يتز(آلمانى) را مد نظر داشته باشيم. ببينيد باكلاسم به فارسی و عربى و انگليسى و آلمانى يك كلمه را ترجمه كردم ولى افسوس كه جايى براى تركى نگذاشته اين آموزش و سيستم آموزشى كه دوازده سال به آن زبان آموختم و سعى كردم بگويم ولى هيچ وقت نتوانستم كه بگويم هر آنچه که ميخواستم بگويم. چون ارتباط تجزيه و تحليل آموزش موجود در كشور با سيستم مغزى و روحى مادرى و زبان اولم سازگار نبود. آیا زمانش نیست که ترک ها هم بنویسند به زبان مادریشان آنا یا آتا سو وردی؟ پس اگر فراکسیون مثبت عمل کند بابا این کودک تشنه آموزش را سیراب خواهد کرد.

 واى ترك ها ميخواهند فراكسيون داشته باشند. واى يك سوم مجلس… اى داد… ملكت سه پارچه شد… اما اگر عملكرد فراکسیون صحيح باشد، به جاى جنگ با اسلحه و فشح و ناسزا به نظام، با ابزار هاى موجودى كه در آن سيستم در آن موقعیت جغرافیایی هست مبارزه خواهند کرد. البته براى ما خارجى نشين ها هرچه از اين نظام است در كل باطل است من هم قبول دارم ولى براى كسى كه در داخل ايران ميخواهد به صورت رودرو در آن موقعيت جغرافيايى با اين سيستمِ واقعا بدور از منطق و معادله و بدون نُرم سر و كله بزند یا تغییری را بوجود بیاورد، اين بهترين كه به نظرم پيشرو ترين نوع مبارزه است. ولى باز زمان ميخواهد تا ديد آيا اين فراكسيون در راستاى خواسته هاى ملت ترك ايران است يا نه.

نكته بعدى در خود همين بند قبلى است. دوستان حاضر در صحنه مملکت و علمدارن کشور بزرگ پارس در چندين ويدئو  و نطق تاریخیشان كه اخيرا دست به دست عين سيل نور از آنور به اينور مى آيد مويد اين نكته اند كه هنوز نميداند درد ملت چيست و شكم پرى آنها را به نوعى به قارنى ياريخليغ (اگر دوستی این اصطلاح را ترجمه کند ممنون میشوم) کشانده. قدر عافيت كسى داند كه به مصيبتى گرفتار آيد بزرگوار. جناب حضرات والا شما مشكلتون با اين فراكسيون چى هست؟ كاش ميشد قدرى بيشتر توضيح ميداديد تا از اين جامعه ايرانى كه يكى استاد گويد سخن و ديگران همه چح چح و به به… كاش ميفهميديد بى زبانى يعنى چه. کاش میفهمیدید مهاجرت به شهری که اصل غربت هست یعنی چه. کاش قدری انصاف داشتید. کاش قبول کنید که ما در ایران تورک داریم.

کاش میدانستید که اين كشور با اين سيستم فرهنگى كه در اون يك نفر هرچه بگويد سخنش براى ما سند است در شما هم اثر کرده و چطور باعث رو به فنا رفتن مملكت ميشود.

 چون ما در يك نظام ديكتاتور مأب زندگى كرده ايم بنابراين اين ديكته كردن براى ديگران را ناخواسته و يا خواسته در سيستم زندگيمان قرار ميدهيم. بعضى ها ديكته كننده و بعضى ها ديكته شونده ايم. یعنی فرهنگ ما دیکته زده شده است. حال بگویید نه ولی هست.

 اصلا قدری سوال كردن چيز بدى نيست. اگر سوال كنيم نميگویند يارو نميدونه بلكه برعكس ميگن يارو ميخواد بدونه. كاش از آقاى استاد سوال بشه كه دليل شون چيه كه مخالف تشكيل فراكسيون ترك ها هستند؟ جوابتون اینه… اینجا ایرانه… خب باشه من هم تورک هستم ونیاز به آموزش به زبان مادریم را دارم که جزو پایه ای ترین حقوق من هست.

ای آزربایجان رسولت تو را فریاد میزند

untitledra

هوا سرد است ولی کسی نمیداند.

هوای این اتاق بسیار سرد است. آنچنان سرد که نک انگشتهای دست ها و پاهایش را کرخت کرده است. او نامش پطرس نیست. و او از حوالی کشورهای ورای جغرافیای ساکن ما نیست. او کسی است که به احترام ملتش، زبان و فرهنگ خود دست به این کار زده است. او فداکاری است که نامش، گفته و كرده اش ترس و لرزى عظيم بر اندام كليات نظام ضد ترك حاكم انداخته است. او قهرمان ملتی است که بند استعمار فرهنگی را یوغ میکشند. چه تنها است این مرد امروز. چه بیصدا است این صدای بلند غرش شکستن روح بزرگ بشری. چه بی مهابا به جنگی رفته است او امروز تنها. کسی جرات رویارویی اش كه سهل، حتی تصورش را در خیال هم ندارد.

نیک قابل فهم است که اگر گرسنگی و فرط عدم تغذیه ما را به گیجی میکشاند اما کس نمیداند چقدر سخت است وقتی دست هایت به سردی میگرایند. کسی نمیداند که وقتی پاهایت حتى در گرماى فرط تابستان كه سیراب در دمای بالا است سرد میشوند. شاید زخود پرسی چرا مرا چه شده است؟ لیک فهمیده ای که کسی در این اتاق شلوغ تو را نمیداند و تو را سخت خواهد فهمید کسی. چرا که زبانت قابل درک نیست. به راستی چرا سردت است؟ ولى هر آنكه تو را فهمد حتى قليل، تو را با روح بلندت درك خواهد كرد و اين همان فرقى است كه تو دارى. چرا كه تو در هدف خويش بصيرت دارى و نورى كه انتهاى تونل پيش رويت است را ميبينى. تو هدف دارى و آن تو را كافى است.

تو را سرد خواهد گشت این اتاق و این فضا. تو را سخت سرد و سخت احاطه خواهد کرد این ظلم. کس نمیداند اعتصاب تو در ملت خویش چه خواهد کرد. تو گل تازه شکفته پاییزی ملتمان هستی رسول. کس نمیداند چگونه خواهد گشت این زمان. و تو ای زمان، ای گذر متاثر از خاطره ها، تو شاهد باش که چگونه سخت میگری این مرد را. زمان، تو ای اهرم دست این نظام ضد بشری، صادقانه خود را در آینه ببین. ببین که تو نیز مهربانی در وجودت است. ببین که چگونه خود را به دست استعمار داده ای. ببین که چگونه باید گذر لحظه ها و ثانیه هایت به مثابه عمری بر وجود رسول بگذرد. ببین که آینده از تو و برای همه است گرچه تو واگن های این مسافرینی و قطارت از حرکت باز نمی ایستد. ببین رسول جسمش سرد میگردد. او چه کرده است که اره های تیز برنده ات روح وجسم، جوارح وجوانحش را اینچنین میسابد. او چه میخوهد مگر ای زمان؟

مگر انسان (رسول) آزاد نیست؟ براستی چرا انسان (رسول) آزاد نیست؟ براستى چرا رسول در زندان است. دقيقه اى را هم به او بيانديش اى انسان. تو آزادى كه بيانديشى و بدانى چيست اين مكان و دورانی كه تو در آنى.

ای آزربایجان امروز اگر میدانی که محرم است لیک اين نيز نيك بدان که حسین تو در بند است. حسین برای هرآنچه رفته بود بماند. اين را تو بدان که آزاده مرد تو در زندان به جنگى رفته است كه او را به بيش از هفت روز اعتصاب وا داشته است. بدان که امروز عزاداری برای تو نیاز نیست. رخت برکن از این جامه کهنه و بگیر دست رسولت را. رسولت امروز تو را میخواند به زبان و به نزدیکی دورانی که در آن هستی. تو امروز ای آزربایجان، جامه سفید تن کن و بگیر دست یاری این مرد را که آزادی حق اوست و تو در كنارش خواهى بود. آزادى نه زنجیری است که برپشت زنی تا بدانی چه شده بود قرن ها پیشتر. دریاب رسولت را که تو را میخواند امروز.

South Azerbaijani Children And Their Issues Up Today, 73rd Session On the Rights Of The Child

The rights to education in mother language.
Children are vulnerable with the adverse impact on their education, physical wellbeing, sexual exploitation, abduction and subsequent exploitation by human trafficking bandits.
Children get involved in: Washing car glasses, selling cigarettes and even are drawn to drug dealing by adults in street.
Working in a brick furnace more than 14 hours in a day.
Azerbaijani girls working in a carpet factories from the age of 5 years old.
The West Azerbaijan province is confronted with the severe problem of using drugs and narcotic drugs. Which cause the risk of addiction among children too.
4488 children were coerced to marriage under the age of 15 in east Azerbaijan just in 2014.
Girls by the age of 15 in East Azerbaijan cities is likely to have two kids of five and one years old.
Most of the village girls undergo marriage with men often 10 years older than themselves.
Children suffer incalculable ill-effects because of unduly subjected to sex, pregnancy, giving premature birth, in-house violence by husband or other members of the family.
Children ran away because of sexual abuse and even suffer sexual abuse living rough in the streets.

Lack of a secure living environment, rough situation in childhood, sexual abuses, families economic poverty, migration to large cities, lack of any pragmatic policy and no glimmer of hope to signify possible progress are some of the key factors that should be considered and I.R.I is the responsible for these issues consequences.

چوخ یاخین نه قدر اوزاق/ همین نزدیکی چقدر دور

تدریس مکانهای تاریخی در علم مربوطه اش باعث شناخته شدن آنها, نمایان گشتن موجودیتشان و شکوفایی بخش های فرهنگی است.

گاماج:
(در کتاب فارسی بخوانیم دوم ابتدایی در درس مربوط به “ایران خانه بزرگ ما” در آموزش تصویری اماکن تاریخی و دیدنی جغرافیای موسوم به ایران اصلا از هزاران آثار تاریخی و بکر آزربایجان جنوبی تصویری آورده نشده است در این بخش اصلا از استان های تورک نشین در ایران صحبت نشده است اما قومیت های دیگر همچون گیلک اکراد و…چون خود فارس ها قلمداد شده است.)

در سال های اخیر به مراتب سیستم آموزشی کشور از هراس و از فرط توهمات خود سعی در جعل و اخیرا در این مورد با گذر از وجودیت این مکانها در نقاط ترک نشین ایران خواهان تدریس تاریخ و هویت به شیوه مرکزگرایی و ایرانی منهای هر نوع ترک چه آزربایجانی, قشقایی, ترکمن وغیره داشته است.
این نوع سیاست ها همواره ماهیت یک قوم رانشانه گرفته و سعی در انکار واقعیت های موجود دارند. باید هوشیار بود و پرسید که چرا ملت ترک در ایران به این رویه دچار گشته است. باید پرسید که چرا در آزربایجان که در اکثر نقاط آن والدین هیچ گونه آشنایی به زبان فارسی ندارند باید به این کتب تحصیلی تحمیلی تن در دهند؟ چرا باید در استانهای ترک نشین که زبانی غیر از رشته زبان های هند و اروپایی دارند به زبان فارسی تحمیل به تدریس شوند؟ چرا هیچ روشنفکری خود را نه به جای یک ترک بلکه به عنوان یک فرد آگاه به مسائل بیطرفانه که باید بدون پیش داوری به این نوع سیاست ها بنگرد واکنشی درخور نشان نمیدهد؟ چرا ترک ها را تجزیه طلب میخوانند؟ …

همین نزدیکی ولی خیلی دورتر

سخنی با نیروهای اپوزیسیون و فعالین حقوق بشر
میخواهم در این نوشته به مثالی از دوران برپایی انقلاب که جنبش خلق مسلمان و طرفداران شریعتمداری که خواستار ابطال اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهور اسلامی ایران بودند و سرکوب شدند اشاره کنم. به عنوان اولین نهضت مردمی که نظام جمهوری اسلامی آن را مضمحل کرد. اشاره کنم که تا وقت حاضر, به عناوینی چون معاند و وابسته به بیگانه در بین خیلی ها شناخته میشوند. چه این طرف آب چه آن طرف. اگرچه حقوق ملی خود را نیز خواستار بوده اند ولی با سرکوب توسط کلیه احزاب و سازمان های سیاسی و چپ که خمینی را در این رویه یاری کردند به پایان خود رسیدند. هرچند بخت بد گریبانگیر است و بعدها تمامی آن سازمانها و چپی ها و … فدای نظام تشنه به خون خمینی شدند.

امروز بیش از سه ده از استقرار جمهوری اسلامی میگذرد و نیروهای اپوزیسیون و روشنفکر در گذر زمان به این نتیجه رسیده اند که اعطای اختیارات کلی به رهبری که گفته میشود نمایندگی خدا بر روی زمین است امری باطل بوده و باید این اختیارات از رهبری سلب گردد. به راستی آن خواسته همین نزدیکی بود ولی چقدر دورتر شما آن را دریافتید.

ارجاع شود به کتاب آذربایجان وجنبش طرفداران آیت الله شریعتمداری نوشته ماشاالله رزمی.

و اما در خصوص تاریخ, ابنیه و زبان و …

دوست وعزیزی که این مطلب را میخوانی باید یادآوری بکنم که کلیه کتب تاریخی موجود در ایران وحتی برخی نقاط جهان در مورد تاریخ ترک های آزربایجان و زبان آنها به تحقیقی علمی دست نزده است. اکثر این تاریخ نویسان ایران را ۳ الی ۴ هزار ساله میدانند. ولی نیک میدانیم که تمدنهایی خیلی قدیمی تر و نزدیک به ۷ هزار سال در ایران و اللخصوص مناطق آزربایجان موجود است.

دوست عزیز باید یادآور شوم که مردم ترک ایران دارای رشته زبان پیوندی و ورای زبانهای ۳ ال ۴ هزار سال پیش هستند. اگر قدری به تاریخ ارج نمینهید دست کم به واقعیت موجود در عصر حاضر بنگرید. بنگرید که اگر غیر از زبان ترکی در آزربایجان بود که در این سال ها زیر چکمه های استعمار فرهنگی و تحصیلی درآمده نابود میگشت و تارو پودی نیز باقی نمانده بود.
بنگرید که امروز در آزربایجان مردم به زبان ترکی صحبت میکنند. بنگرید که این سیاست ها همه شکست خورده اند و یک ملت و یک دولت نیز نیستیم.
بنگرید که ترکی یکی از زبانهای زنده دنیا و تورکولوژی در بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا تدریس میشود.
شرم باد که مسئولین نظام آموزشی و حکومتی در ایران حتی از آوردن کلمه ترک نیز پرهیز میکنند.
با نظریه هایی کاملا عقیم و فرسوده که به مسائل نگریسته اند به مسائل نگاه نکنید. ماهیت یک ملت یا قوم را همان قوم و شناسه هایش تعریف میکند نه آنچه که در کتابی به نقل از تاریخنگاری آنچنان و اینچنین بوده است.

اپوزیسیون, فعال, کنشگر, احزاب و سازمانهای سیاسی که نتواند جایگاهی در بین مردم مناطق مختلف داشته باشد عملکردی مثبت و یا مثمر ثمر نخواهد داشت. این را به این خاطر میگویم که اگر حقیقتا خواهان تغییر هستیم باید بدانیم که کجا سرمایه و انرژیمان را خرج کنیم. سازمان ها و یا انجمن هایی که خواسته به روز ملیت های ساکن در ایران را به رسمیت نشناسند و یا در راستای احقاق آنها تلاش نکنند به گوش باشند که از چرخه مبارزات روز خیلی عقب مانده اند.

واکنش نشان دادن به چنین کتب تدریسی که ترک ها را علنا از بازه فرهنگ و تمدن به دور نگاه داشته است نیازمند است. از اینرو از تمامی فعالین فرهنگی و مدنی در آزربایجان تقاضا دارم که در این خصوص فعالتر از قبل باشند و از مردم فهیم و مبارز آزربایجان استدعا دارم که فریب این سیاست های روباه صفت رژیم ضد ترک ایران را نخورند.
چرا که آینده مال ماست.
Gələcək bizimdir.
منصور سیفی

از فتیله تا طرح نو

چه کسی مسئول هست ؟

0215 

در حدود یک سال پیش در برنامه تلویزیونی مخصوص کودکان که روز های جمعه از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش میشود ترک ها بار دیگر مورد تمسخر و توهین قرار میگیرند. در این برنامه  داستان ساختگی پدر و پسر آزربایجانی که میخواهند هتل را بدلیل بوی بد آن ترک کنند، به تصویر کشیده شد.

داستان ساختگی و توهین‌آمیز این‌چنین است که، پسر آزربایجانی که بجای مسواک از فرچه دستشویی استفاده کرده و خود منشاء بوی بد در هتل است، به همراه پدر خود به وجود بوی بد در هتل اعتراض میکنند و در پایان متوجه میشوند که منشاء بوی بد هتل خودشان هستند. این نوع توهین که به ترک ها به عنوان افرادی به دور از هر نوع مدنیت نگاه دارند کاملا برنامه ریزی شده از این پایگاه های ملی پخش میشوند. صدا و سیما یکی از امنیتی ترین نهاد هایی است که رژیم جمهوری اسلامی ایران آن را توسط شخص خود سید علی خامنه ای رهبری میکند. به صورت واضحتر رییس این سازمان توسط رهبری منصوب میشود و بوجود آمدن چنین برنامه هایی بدور از اتاق فکر شخص رهبری نمیباشد. یعنی خود شخص رهبری مسئولیت چنین برنامه های ضدفرهنگی است.

نمونه هایی از این قبیل برنامه ها که سعی در جدال با هویت و پاک سازی آن دارد در طی این چندین سال به عینه قابل رویت بوده تا اینکه امروز در روزنامه طرح نو در تبریز به گونه ای آشکار تر از قبل و بدوری از هر نوع تفسیر غیر، واضحا ترک ها را مردمی بدبخت و بدور از هر نوع نشانه مردانگی دانسته است. هرچند نویسنده در این مطلب مخاطب زن را به گونه ای کاملا عجوز و قرون وسطایی توصیف کرده که حتی دیدگاهی کاملا ضد یکسان از انسان را نشان میدهد.

بخش هایی از مطلب درج شده در این روزنامه به شرح زیر است.

ای تورک بدبخت گمنام آیا از نیروی پهلوانان ایرانی آگاهی نداری ؟ – ما تورانیان را مرد نمیدانیم که همه یکسره زن‌اند و تو ای تورک بدنژاد برای جنگ با مردان ساخته نشده‌ای برو مانند زنان پنبه و دوک دست بگیر«.

در خصوص این مطلب باید اذعان داشت که انسانها موجوداتی آزاد با هر نوع نژاد، جنسیت و یا باور هستند. اینکه ما ایرانیان را پهلوانانی دارای نیروی ضد زن و با چنین دیدگاهی پنداریم واقعا به شخصیت زن نیز توهین کرده و تیغ نژادپرستی خود را اینبار تیزتر از همیشه و به سمت زنان نیز تیز کرده ایم.

در پایان به صورت کلی به نظر بنده انتشار چنین مطالبی در یک روزنامه، ایده های نژادپرستی و برتربینی را در ما بیشتر کرده و ما را همچنان در چنین ادبیات بدور از هر نوع شکوفایی ادبی نگه میدارد. انسان امروز سعی در یکسان سازی حقوق افراد بدور از هر نوع نژاد و جنسیت است ولی پخش اینچنین مطالبی او را از دنیای مدرن دور نگه میدارد.

 

مبارزات فرهنگی در آزربایجان

نگاهی کلی به دوران پر فراز و نشیب تاریخ بشریت و در مورد ما خاورمیانه و ایران, ترک ها به عنوان بزرگترین و علمدارترین مردمان در تاریخ حرکت ها و جنبش های برخواسته از دل مردم بوده اند. ترک ها مردمانی به رغم مهمان نوازی گرمی که دارند بعضا خواسته و یا نا خواسته طوری کاملا حرفه ای از معادلات سیاسی کشور حذف گشته اند که گویی واقعا گفته آقای احمد کسروی که این اقوام را از زمان حکومت قاجار در این سرزمین ها ساکن کرده واقعی جلوه میدهد.
ولی دوستان گرامی و بزرگواری که این نوشته را میخوانی ذکر این نکته را واجب میدانم که باید در تاریخ خاورمیانه و کشورهایی که دارای چندین ملت هستند نگرشی منصفانه به خرج داد و به صورت کلی به نظر شخص بنده ما باید تاریخ این منطقه را با اساتید فن و به ورای دوری نزدیک به چندین ده هزار سال بنگریم و کاوش های صحیح تری دور از هر نوع تعصب و نژاد پرستی داشته باشیم تا ما را در کامل کردن پازل پیدایش اقوام و تمدن ها در این مناطق راهنمایی کند. این که ما ترک ها را اقوامی مهاجر, دور از تمدن و فرهنگ پنداریم کاری بس بی فایده و به دور از انصاف است. امروز ما به عینه شاهد هستیم که در بیشتر موارد خیل کثیر کسانی که پیرو چنین مکتب و ایده در آزربایجان و حتی از خود ترک های آزربایجان دنباله رو این مسیر بوده و هستند و به کمک رسانه هایی که در دستشان موجود هست هر مستندی را روی میکنند تا آزربایجان را به نوعی کامله تصفیه شده و حل شده در فرهنگ و زبان و ماهیت قومی دیگری جلوه دهند. ولی …
پاسخ به چنین برداشت ها و تحلیل ها در خود زمان تفهیم شده است. به طور مثال اگر یادآوری از جنبش 88 بکنیم میبینیم که یک سیاه چاله بزرگ که از سکوت آزربایجان ساطع میشد بر این جنبش سایه افکنده بود. و به راستی چرا مردم آزربایجان از این جنبش که در شمارش در نوع خود سیل چند میلیونی را یدک میکرد هیچ واکنشی را نشان نداد؟ چرا آزربایجان بلند نشد؟ چرا مردم آزربایجان موسوی را که همشهری خود آنها نیز هست تنها گذاشتند؟ و هزاران چرای دیگر در خصوص عدم همراهی مردم آزربایجان. اما از طرف شخص بنده سوال برای این جنبش و عدم همراهی آن این است که چرا روشنفکران این جنبش ها چه در داخل و چه در خارج اندکی تامل از بیرون گود به نوعی بیطرفانه به موضوع نمی اندازند. و آثار آن تا به امروز قابل رویت هست که چرا این دوستان جواب چرای اینکه دست همراهی از آزربایجان دریافت نکرده اند را نگرفتند؟
هرچند سوالاتی از این قبیل و پاسخ و پرداختن به آنها از منظر هر شخص وارد به مسائل به گونه شاید متفاوت مطرح گردد ولی در کل سکوت و یا انکار مساله دلیل بر عدم وجود آن مساله نیست. ذکر اینکه پاک کردن ها دیگر جواب نمیدهند. اینکه اخبار مربوط به آزربایجانی ها به شیوه هایی کاملا حرفه ای در بخش رسانه ها در داخل و خارج طوری متفاوت به بازار اطلاعات عرضه میگردد باعث دوری آزربایجانی ها و محافظه کاری آنها میگردد. به قول یک مثال ترکی ( بیلدیگون قارنون دا قالسین ترجمه مستقیم آن یعنی هرچه میدانی در شکمت نگهدار و ترجمه مفهومی مشابه آن یعنی محافظه کار باش).
بگزریم و برسیم به امروز. امروز در آزربایجان مبارزات به گونه دیگر رقم میخورد. مبارزاتی که در زمینه حقوق اولیه این ملت از درخواست حق تحصیل به زبان مادری گرفته تا مسائل فرهنگی متفاوت تر از همیشه است.
گستره دنیای اطلاعات در این دنیا با بروز شدن خواست و مبارزات در آزربایجان همطراز است.
آزربایجانی ها کلیه مطالب و اتفاقات پیرامون خود را بخوبی رسد میکنند. واقفند که در هفته ای که گذشت کودک ترک ارومیه ای در برنامه گجلر تبریز چگونه توسط مجری برنامه سانسور گردید. این کودک که خواست تا شعری از استاد زهتابی را در برنامه تلویزیونی بخواند با اشتباهی که از طرف جناب مجری برنامه روی داد با واکنشی قاطع روبرو گردید. این عملکرد نابجای مجری برنامه باعث میشود که موجی از اعتراضات در شبکه های اجتماعی و علل الخصوص شبکه تلگرام بین آزربایجانی ها به وقوع بپیوندد. اعتراضی که در بیشتر رسانه ها اصلا نه دیده شد و نه انعکاس یافت. ماجرا به آنجا کشیده شد که در برنامه دیگری از سری گجلر مجری خود شخصه با معضرت خواهی از مردم آزربایجان شعر ترکی پروفسور زهتابی را میخواند و از مردم آزربایجان معضرت خواهی میکند. ولی در یکی از سری های همین برنامه عاشیق با اجرایی که در مدح امام حسین سومین امام شیعیان میخواند بهانه ای به دست حکومت میدهد که باعث حذف کامل این برنامه گردید. چرا چون مردم آزربایجان در مورد مذهب و عشق به امام حسین تسلیم دستگاه حکومتی میشوند و این دستگاه با علم کردن چنین سناریوهایی مردم را فریفته و سعی در برنده بودن در این نوع مبارزات دارد چرا که خوب میداند نقطه ضعف ملت در مذهب و معصومیت … در کجاست.

اما کمی دقت بینی لازم است.

اول از همه اجرای این شعر ملی و هویتی چگونه تا آنجا رفته است؟ یعنی خواسته ها امروز نه  فقط در قلب ها بلکه در رسانه به صورت علنی مطرح میشود. رسانه هایی که سعی در القای هویت های جعلی بر ملت ترک آزربایجان هستند با چنین رویداد هایی از طرف مردم بزرگترین هزینه را برای این حکومت ضد بشری به همراه دارند. یعنی چنین شعری با یک چنین محتوی هویتی در این برنامه تلویزیونی که سعی در آسمیله کردن مردم از این طریق دارد شاید به ظاهر کار کودکی شش ساله باشد ولی در عمق این کار هویت نهفته است. هویتی که هرچند از او طی یک سده گذشته گرفته شده اما در همان تریبونی که اینچنین سیاستی (آسمیله کردن) را دنبال میکند به صحنه اجرا گزاشته میشود. یعنی همان حرف معروف که قدرت گرفته شده از مردم به آنان باز خواهد گشت. وبه دید من این یک نوع مبارزه مدرن با نظام های دیکتاتوری همچون جمهوری اسلامی ایران در بخش فرهنگی است.
مواردی از این قبیل طی هفته ای که گذشت را میتوانیم مثال بزنیم. حرکت هایی که خواستار نامگذاری کودکان و محله جات به ترکی گرفته تا خواست اجرای برنامه های ترکی در شبکه های استانی است گواه این مدعی است که مبارزه در آزربایجان نه با سلاح و ابزار جنگی بلکه با پیدایش مبارزین راه فرهنگی در جریان است. از اینرو یکی از موثرترین نوع مبارزات در ایران در این خطه را حرکت ملی آزربایجان رهبری میکند. حرکتی که نه فقط در دنیای مجازی بلکه در قلب تک تک خانه ها جایگاه و پایگاهی عزیم ایجاد کرده است. چنین جنبشی میتواند کارگزار و پراگماتیک به آینده پای بگزارد. چرا که سیل مردمی را به دنبال خود دارد. چرا که خواست مردم از حق تحصیل به زبان مادری گرفته تا حفظ و احیای محیط زیست را خواهان است.
زنده باد مبارزات مردم آزربایجان

http://www.iranglobal.info/node/55803