ای آزربایجان رسولت تو را فریاد میزند

untitledra

هوا سرد است ولی کسی نمیداند.

هوای این اتاق بسیار سرد است. آنچنان سرد که نک انگشتهای دست ها و پاهایش را کرخت کرده است. او نامش پطرس نیست. و او از حوالی کشورهای ورای جغرافیای ساکن ما نیست. او کسی است که به احترام ملتش، زبان و فرهنگ خود دست به این کار زده است. او فداکاری است که نامش، گفته و كرده اش ترس و لرزى عظيم بر اندام كليات نظام ضد ترك حاكم انداخته است. او قهرمان ملتی است که بند استعمار فرهنگی را یوغ میکشند. چه تنها است این مرد امروز. چه بیصدا است این صدای بلند غرش شکستن روح بزرگ بشری. چه بی مهابا به جنگی رفته است او امروز تنها. کسی جرات رویارویی اش كه سهل، حتی تصورش را در خیال هم ندارد.

نیک قابل فهم است که اگر گرسنگی و فرط عدم تغذیه ما را به گیجی میکشاند اما کس نمیداند چقدر سخت است وقتی دست هایت به سردی میگرایند. کسی نمیداند که وقتی پاهایت حتى در گرماى فرط تابستان كه سیراب در دمای بالا است سرد میشوند. شاید زخود پرسی چرا مرا چه شده است؟ لیک فهمیده ای که کسی در این اتاق شلوغ تو را نمیداند و تو را سخت خواهد فهمید کسی. چرا که زبانت قابل درک نیست. به راستی چرا سردت است؟ ولى هر آنكه تو را فهمد حتى قليل، تو را با روح بلندت درك خواهد كرد و اين همان فرقى است كه تو دارى. چرا كه تو در هدف خويش بصيرت دارى و نورى كه انتهاى تونل پيش رويت است را ميبينى. تو هدف دارى و آن تو را كافى است.

تو را سرد خواهد گشت این اتاق و این فضا. تو را سخت سرد و سخت احاطه خواهد کرد این ظلم. کس نمیداند اعتصاب تو در ملت خویش چه خواهد کرد. تو گل تازه شکفته پاییزی ملتمان هستی رسول. کس نمیداند چگونه خواهد گشت این زمان. و تو ای زمان، ای گذر متاثر از خاطره ها، تو شاهد باش که چگونه سخت میگری این مرد را. زمان، تو ای اهرم دست این نظام ضد بشری، صادقانه خود را در آینه ببین. ببین که تو نیز مهربانی در وجودت است. ببین که چگونه خود را به دست استعمار داده ای. ببین که چگونه باید گذر لحظه ها و ثانیه هایت به مثابه عمری بر وجود رسول بگذرد. ببین که آینده از تو و برای همه است گرچه تو واگن های این مسافرینی و قطارت از حرکت باز نمی ایستد. ببین رسول جسمش سرد میگردد. او چه کرده است که اره های تیز برنده ات روح وجسم، جوارح وجوانحش را اینچنین میسابد. او چه میخوهد مگر ای زمان؟

مگر انسان (رسول) آزاد نیست؟ براستی چرا انسان (رسول) آزاد نیست؟ براستى چرا رسول در زندان است. دقيقه اى را هم به او بيانديش اى انسان. تو آزادى كه بيانديشى و بدانى چيست اين مكان و دورانی كه تو در آنى.

ای آزربایجان امروز اگر میدانی که محرم است لیک اين نيز نيك بدان که حسین تو در بند است. حسین برای هرآنچه رفته بود بماند. اين را تو بدان که آزاده مرد تو در زندان به جنگى رفته است كه او را به بيش از هفت روز اعتصاب وا داشته است. بدان که امروز عزاداری برای تو نیاز نیست. رخت برکن از این جامه کهنه و بگیر دست رسولت را. رسولت امروز تو را میخواند به زبان و به نزدیکی دورانی که در آن هستی. تو امروز ای آزربایجان، جامه سفید تن کن و بگیر دست یاری این مرد را که آزادی حق اوست و تو در كنارش خواهى بود. آزادى نه زنجیری است که برپشت زنی تا بدانی چه شده بود قرن ها پیشتر. دریاب رسولت را که تو را میخواند امروز.

Advertisements

از فتیله تا طرح نو

چه کسی مسئول هست ؟

0215 

در حدود یک سال پیش در برنامه تلویزیونی مخصوص کودکان که روز های جمعه از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش میشود ترک ها بار دیگر مورد تمسخر و توهین قرار میگیرند. در این برنامه  داستان ساختگی پدر و پسر آزربایجانی که میخواهند هتل را بدلیل بوی بد آن ترک کنند، به تصویر کشیده شد.

داستان ساختگی و توهین‌آمیز این‌چنین است که، پسر آزربایجانی که بجای مسواک از فرچه دستشویی استفاده کرده و خود منشاء بوی بد در هتل است، به همراه پدر خود به وجود بوی بد در هتل اعتراض میکنند و در پایان متوجه میشوند که منشاء بوی بد هتل خودشان هستند. این نوع توهین که به ترک ها به عنوان افرادی به دور از هر نوع مدنیت نگاه دارند کاملا برنامه ریزی شده از این پایگاه های ملی پخش میشوند. صدا و سیما یکی از امنیتی ترین نهاد هایی است که رژیم جمهوری اسلامی ایران آن را توسط شخص خود سید علی خامنه ای رهبری میکند. به صورت واضحتر رییس این سازمان توسط رهبری منصوب میشود و بوجود آمدن چنین برنامه هایی بدور از اتاق فکر شخص رهبری نمیباشد. یعنی خود شخص رهبری مسئولیت چنین برنامه های ضدفرهنگی است.

نمونه هایی از این قبیل برنامه ها که سعی در جدال با هویت و پاک سازی آن دارد در طی این چندین سال به عینه قابل رویت بوده تا اینکه امروز در روزنامه طرح نو در تبریز به گونه ای آشکار تر از قبل و بدوری از هر نوع تفسیر غیر، واضحا ترک ها را مردمی بدبخت و بدور از هر نوع نشانه مردانگی دانسته است. هرچند نویسنده در این مطلب مخاطب زن را به گونه ای کاملا عجوز و قرون وسطایی توصیف کرده که حتی دیدگاهی کاملا ضد یکسان از انسان را نشان میدهد.

بخش هایی از مطلب درج شده در این روزنامه به شرح زیر است.

ای تورک بدبخت گمنام آیا از نیروی پهلوانان ایرانی آگاهی نداری ؟ – ما تورانیان را مرد نمیدانیم که همه یکسره زن‌اند و تو ای تورک بدنژاد برای جنگ با مردان ساخته نشده‌ای برو مانند زنان پنبه و دوک دست بگیر«.

در خصوص این مطلب باید اذعان داشت که انسانها موجوداتی آزاد با هر نوع نژاد، جنسیت و یا باور هستند. اینکه ما ایرانیان را پهلوانانی دارای نیروی ضد زن و با چنین دیدگاهی پنداریم واقعا به شخصیت زن نیز توهین کرده و تیغ نژادپرستی خود را اینبار تیزتر از همیشه و به سمت زنان نیز تیز کرده ایم.

در پایان به صورت کلی به نظر بنده انتشار چنین مطالبی در یک روزنامه، ایده های نژادپرستی و برتربینی را در ما بیشتر کرده و ما را همچنان در چنین ادبیات بدور از هر نوع شکوفایی ادبی نگه میدارد. انسان امروز سعی در یکسان سازی حقوق افراد بدور از هر نوع نژاد و جنسیت است ولی پخش اینچنین مطالبی او را از دنیای مدرن دور نگه میدارد.

 

مبارزات فرهنگی در آزربایجان

نگاهی کلی به دوران پر فراز و نشیب تاریخ بشریت و در مورد ما خاورمیانه و ایران, ترک ها به عنوان بزرگترین و علمدارترین مردمان در تاریخ حرکت ها و جنبش های برخواسته از دل مردم بوده اند. ترک ها مردمانی به رغم مهمان نوازی گرمی که دارند بعضا خواسته و یا نا خواسته طوری کاملا حرفه ای از معادلات سیاسی کشور حذف گشته اند که گویی واقعا گفته آقای احمد کسروی که این اقوام را از زمان حکومت قاجار در این سرزمین ها ساکن کرده واقعی جلوه میدهد.
ولی دوستان گرامی و بزرگواری که این نوشته را میخوانی ذکر این نکته را واجب میدانم که باید در تاریخ خاورمیانه و کشورهایی که دارای چندین ملت هستند نگرشی منصفانه به خرج داد و به صورت کلی به نظر شخص بنده ما باید تاریخ این منطقه را با اساتید فن و به ورای دوری نزدیک به چندین ده هزار سال بنگریم و کاوش های صحیح تری دور از هر نوع تعصب و نژاد پرستی داشته باشیم تا ما را در کامل کردن پازل پیدایش اقوام و تمدن ها در این مناطق راهنمایی کند. این که ما ترک ها را اقوامی مهاجر, دور از تمدن و فرهنگ پنداریم کاری بس بی فایده و به دور از انصاف است. امروز ما به عینه شاهد هستیم که در بیشتر موارد خیل کثیر کسانی که پیرو چنین مکتب و ایده در آزربایجان و حتی از خود ترک های آزربایجان دنباله رو این مسیر بوده و هستند و به کمک رسانه هایی که در دستشان موجود هست هر مستندی را روی میکنند تا آزربایجان را به نوعی کامله تصفیه شده و حل شده در فرهنگ و زبان و ماهیت قومی دیگری جلوه دهند. ولی …
پاسخ به چنین برداشت ها و تحلیل ها در خود زمان تفهیم شده است. به طور مثال اگر یادآوری از جنبش 88 بکنیم میبینیم که یک سیاه چاله بزرگ که از سکوت آزربایجان ساطع میشد بر این جنبش سایه افکنده بود. و به راستی چرا مردم آزربایجان از این جنبش که در شمارش در نوع خود سیل چند میلیونی را یدک میکرد هیچ واکنشی را نشان نداد؟ چرا آزربایجان بلند نشد؟ چرا مردم آزربایجان موسوی را که همشهری خود آنها نیز هست تنها گذاشتند؟ و هزاران چرای دیگر در خصوص عدم همراهی مردم آزربایجان. اما از طرف شخص بنده سوال برای این جنبش و عدم همراهی آن این است که چرا روشنفکران این جنبش ها چه در داخل و چه در خارج اندکی تامل از بیرون گود به نوعی بیطرفانه به موضوع نمی اندازند. و آثار آن تا به امروز قابل رویت هست که چرا این دوستان جواب چرای اینکه دست همراهی از آزربایجان دریافت نکرده اند را نگرفتند؟
هرچند سوالاتی از این قبیل و پاسخ و پرداختن به آنها از منظر هر شخص وارد به مسائل به گونه شاید متفاوت مطرح گردد ولی در کل سکوت و یا انکار مساله دلیل بر عدم وجود آن مساله نیست. ذکر اینکه پاک کردن ها دیگر جواب نمیدهند. اینکه اخبار مربوط به آزربایجانی ها به شیوه هایی کاملا حرفه ای در بخش رسانه ها در داخل و خارج طوری متفاوت به بازار اطلاعات عرضه میگردد باعث دوری آزربایجانی ها و محافظه کاری آنها میگردد. به قول یک مثال ترکی ( بیلدیگون قارنون دا قالسین ترجمه مستقیم آن یعنی هرچه میدانی در شکمت نگهدار و ترجمه مفهومی مشابه آن یعنی محافظه کار باش).
بگزریم و برسیم به امروز. امروز در آزربایجان مبارزات به گونه دیگر رقم میخورد. مبارزاتی که در زمینه حقوق اولیه این ملت از درخواست حق تحصیل به زبان مادری گرفته تا مسائل فرهنگی متفاوت تر از همیشه است.
گستره دنیای اطلاعات در این دنیا با بروز شدن خواست و مبارزات در آزربایجان همطراز است.
آزربایجانی ها کلیه مطالب و اتفاقات پیرامون خود را بخوبی رسد میکنند. واقفند که در هفته ای که گذشت کودک ترک ارومیه ای در برنامه گجلر تبریز چگونه توسط مجری برنامه سانسور گردید. این کودک که خواست تا شعری از استاد زهتابی را در برنامه تلویزیونی بخواند با اشتباهی که از طرف جناب مجری برنامه روی داد با واکنشی قاطع روبرو گردید. این عملکرد نابجای مجری برنامه باعث میشود که موجی از اعتراضات در شبکه های اجتماعی و علل الخصوص شبکه تلگرام بین آزربایجانی ها به وقوع بپیوندد. اعتراضی که در بیشتر رسانه ها اصلا نه دیده شد و نه انعکاس یافت. ماجرا به آنجا کشیده شد که در برنامه دیگری از سری گجلر مجری خود شخصه با معضرت خواهی از مردم آزربایجان شعر ترکی پروفسور زهتابی را میخواند و از مردم آزربایجان معضرت خواهی میکند. ولی در یکی از سری های همین برنامه عاشیق با اجرایی که در مدح امام حسین سومین امام شیعیان میخواند بهانه ای به دست حکومت میدهد که باعث حذف کامل این برنامه گردید. چرا چون مردم آزربایجان در مورد مذهب و عشق به امام حسین تسلیم دستگاه حکومتی میشوند و این دستگاه با علم کردن چنین سناریوهایی مردم را فریفته و سعی در برنده بودن در این نوع مبارزات دارد چرا که خوب میداند نقطه ضعف ملت در مذهب و معصومیت … در کجاست.

اما کمی دقت بینی لازم است.

اول از همه اجرای این شعر ملی و هویتی چگونه تا آنجا رفته است؟ یعنی خواسته ها امروز نه  فقط در قلب ها بلکه در رسانه به صورت علنی مطرح میشود. رسانه هایی که سعی در القای هویت های جعلی بر ملت ترک آزربایجان هستند با چنین رویداد هایی از طرف مردم بزرگترین هزینه را برای این حکومت ضد بشری به همراه دارند. یعنی چنین شعری با یک چنین محتوی هویتی در این برنامه تلویزیونی که سعی در آسمیله کردن مردم از این طریق دارد شاید به ظاهر کار کودکی شش ساله باشد ولی در عمق این کار هویت نهفته است. هویتی که هرچند از او طی یک سده گذشته گرفته شده اما در همان تریبونی که اینچنین سیاستی (آسمیله کردن) را دنبال میکند به صحنه اجرا گزاشته میشود. یعنی همان حرف معروف که قدرت گرفته شده از مردم به آنان باز خواهد گشت. وبه دید من این یک نوع مبارزه مدرن با نظام های دیکتاتوری همچون جمهوری اسلامی ایران در بخش فرهنگی است.
مواردی از این قبیل طی هفته ای که گذشت را میتوانیم مثال بزنیم. حرکت هایی که خواستار نامگذاری کودکان و محله جات به ترکی گرفته تا خواست اجرای برنامه های ترکی در شبکه های استانی است گواه این مدعی است که مبارزه در آزربایجان نه با سلاح و ابزار جنگی بلکه با پیدایش مبارزین راه فرهنگی در جریان است. از اینرو یکی از موثرترین نوع مبارزات در ایران در این خطه را حرکت ملی آزربایجان رهبری میکند. حرکتی که نه فقط در دنیای مجازی بلکه در قلب تک تک خانه ها جایگاه و پایگاهی عزیم ایجاد کرده است. چنین جنبشی میتواند کارگزار و پراگماتیک به آینده پای بگزارد. چرا که سیل مردمی را به دنبال خود دارد. چرا که خواست مردم از حق تحصیل به زبان مادری گرفته تا حفظ و احیای محیط زیست را خواهان است.
زنده باد مبارزات مردم آزربایجان

http://www.iranglobal.info/node/55803

قطعنامه تظاهرات آزربایجانی ها درمقابل سازمان ملل متحد ـ ژنو (دوشنبه 27 ژوئن 2016)

*************

گزارشگر ویژه علیه راسیسم و تبعیض نژادی،
کمیسر عالی سازمان ملل متحد در ژنو

ما آزربایجانی ها امروزدرمقابل سازمان ملل متحد تجمع کرده ایم تا بگویم که علیرغم چند ملیتی وچند فرهنگی بودن کشورایران تبعیض نژادی و راسیسم درایران علیه آزربایحانی ها اعمال می گردد و جمهوری اسلامی ایران با سیاست های تبعیض آمیز خود زبان و فرهنگ ملل عیر فارس را نابود می کند.
ترک های آذربایجان که پیشگام دموکراسی ومدرنیته درایران بودند اکنون به شهروندان درجه دوم تبدیل شده اندوازحقوق اساسی خودازجمله تحصیل بزبان مادری محروم هستند
اصول 15 ،19 ، 22 و 23 قانون اساسی که در باره برابری همگان برای آموزش بزبان مادری ، برابری های فرهنگی و اجتماعی بدون درنظرگرفتن موقعیت ووابستگی اتنیک افراد می باشند ، اجرا نمی شوند.

آقای گزارشگرویژه،

حق تجمع صلح آمیزحتی برای دفاع ازمحیط زیست هم با بازداشتهای گسترده مواجه می شود.مردم برای دفاع از دریاچه ارومیه دستگیر می شوند واکنون چندین نفرکه خواهان جلوگیری ازخشک شدن دریاچه ارومیه شده بودند ، درزندان بسر می برند.
تحقیرآذربابجانی هابا پخش شعارهای نژاد پرستانه علیه ترک های آذربایجانی درمیدان های ورزشی ادامه داردو تعداد زیادی از زندانیان سیاسی آذربایجان کسانی هستند که درتشویق تیم محبوب خودشان علیه تژاد پرستان شعارهای ملی سرداده اند.
تبعیض و اقدامات راسیستی علیه آذربایجانی ها وسایراقلیت های ملی و مذهبی از طرق مختلف وسیعا اعمال می شود ، تحفیر ترکان آذربایجانی درمطبوعات رسمی در پرده سینماها ، در سریال های تلویزیون دولتی و هنگام پخش مسابقات ورزشی و … صورت می گیرد.وجمهوری اسلامی هرگونه اعتراض به این نوع تحقیر ها را با زندان وشکنجه جواب می دهد .

گزارش جمعیت دفاع از حقوق بشر در آزربایجان ـ ارک از تظاهرات در مقابل سازمان ملل

روز دوشنبه ٢٧ ژوئن٢٠١٦ (٧تیرماه ١٣٩٥) تظاهرات آذربایجانی ها در مقابل سازمان ملل متحد در ژنوبر گزار شد. این تظاهرات آرام که توسط فعالین حقوق بشر آذربایجان در اروپا ترتیب داده شده بود درساعاتی برگزار گردید که گزارشگر ویژه علیه نژاد پرستی گزارش سالانه خود را به شورای حقوق بشر ارائه می داد. شرکت کنندگان از کشورهای آلمان ، سوئیس و فرانسه آمده بودند .با وجود طولانی بودند مسیر ها این تجمع اعتراضی به نحو احسن و سر ساعت مشخص ازساعت ١١ شروع و تا ساعت ٢ بعد از ظهرادامه داشت . همه شرکت کنندگان با در دست داشتن پلاکارد هائی که شعارهای خودرا بر روی آنها نوشته بودند حاضر شده بودند.
ابتدابا خوش آمد گوئی نماینده جمعیت دفاع از حقوق بشر آذربایجان ـ ارک در سوئیس، که در تدارک این تجمع و اخذ مجوز رسمی از مقامات سوئیس قبول زحمت کرده بود شروع شد و ضمن توضیح مقررات تجمع از شرکت کنندگان در این تجمع تشکر کرد و توضیح داد که این تجمع جهت همبستگی با فعالین آزربایجانی از طرف جمعیت دفاع ازحقوق بشر ارک تدارک دیده شده است و هدف ما رساندن صدای زندانیانمان از اینجا به سراسر دنیاست.
در این تظاهرات شرکت کنندگان با حمل عکس های زندانیان آزربایجانی، پلاکاردهائی دردفاع از تحصیل به زبان مادری، دفاع از محیط زیست از جمله خشک شدن دریاچه ارومیه، در مورد حقوق زنان، سیاست ترک سیتزی، راسیسم و تبعیض نژادی درجمهوری اسلامی ایران به تظاهرات خودشان به مدت سه ساعت ادامه دادند.
همچنین در این اکسیون به سئوالات همه کسانی که در محل بودند و سئوال میکردند توضیحاتی به زبان های فرانسه و انگلیسی داده شد.
در این تجمع علاوه بر هموطنان ترک قشقائی ما که تا آخرین لحظه ما را همراهی کردند، نماینده حقوق بشر سودویند، دکتر نایب هاشم نیز حمایت خودشان را باحضورشان دراین اکسیون اعلام نمودند
در پایان تظاهرات قطعنامه مفصلی بزبان ترکی آذربایجانی خوانده شد و متن قطعنامه بزبان فرانسه توسط دونفر از برگزار کنندگان تظاهرات رسما دراختیار مقامات حقوق بشرسازمان ملل متحدوگزارشگر ویژه علیه راسیسم گذاشته شد.
ترجمه قعطنامه وفیلم بزودی منتشر خواهد شد .

جمعیت دفاع از حقوق بشر در آزربایحان ـ

روز-دوشنبه-به-تاریخ-27-ژوئن-2016

چند عکس در سالی که گذشت و چند نکته

 

در عکس های زیر میبینیم که حکومت جمهوری اسلامی چگونه با توسل به زور با گلوله و باتوم به استقبال مردم رفته در صورتیکه در مساله حمله به سفارت کشور عربستان فقط از ماشین آب پاش استفاده شده است.

سخنگوی نیروی انتظامی درباره حمله خشونت بار تندروها به سفارت عربستان می گوید مردم را خیلی وقت‌ها نمی‌شود کتک زد! اما باید پرسید که چه زمان و چه کسانی را باید زد؟ باید پرسید این حقایقی که در این تصاویر در سال گذشته میلادی روی داد را چه کسی مسئول است؟ ملتی که فقط برای اعتراض به خیابانها ریختهشده بودند چگونه با ضربات باتوم و گلوله های پلاستیکی روبرو شدند؟ شاید مسائل به صورتی متفاوت رقم میخورد چرا که حمله به سفارت ها و اعمال وحشیگری به چارچوب دیپلماتیک کشورها هیچ پیامدی ندارد ولی اعتراض به تمسخر در رسانه های عمومی داخل کشور از زبان هموطنانمان به شکلی متفاوت پاسخ داده میشود؟ یا حق خوری که در جامعه فوتبال علیه شعور و ملتی بزرگ انجام میشود هیچگونه ایرادی ندارد و معترضین جوابی چون باتوم و شکنجه و احضار خواهند داشت.
یعنی نیرو و انرژی که برای مقابله با بی نظمی در کشور یا هر عنوان دیگری بر روی آن گذاشته میشود صرفا جهت سرکوب مردم استفاده میشود. مردمی که خواهان آزادی و حقوق اولیه شان هستند به عنوان عامل اغتشاش و درهم شدگی هستند.

 

 

 

آزادی برای یک ملت دربند

آزادی برای یک ملت دربند

 

دیروز 21 آذر یکی از روز هایی بود که تاریخ معاصر ما در نوع خود به خاطر دارد. این روز مصادف است با 70مین سالگرد تاسیس حکومت ملی آذربایجان به رهبری جعفر پیشوری که هر چند در بسیاری از کتب تاریخی به آن با دید تردید و به تعریف امروزی اش وابسته به بیگانگان یا تجزیه طلب تعریف شده اما به دیدگاه من یکی از برترین ها در آن بازه تاریخی و آن مکان از آن روز بوده که دست آورد های عظیمی را برای نوع خلق خود درآن زمان به ارمغان آورد و تا به امروز اهرم پیشرفت را هرچند با سیستم های سرکوب مواجه میشود به پیش رانده است. اهرم پیشرفتی که در چارچوب آن بیشتر قریب به اتفاق مطالبات خلق آذربایجان در آن جای داده شده است. از حق تحصیل به زبان مادری گرفته تا کلیه حقوق هایی را که یک بشر باید از آن بدون تعریف چارچوب برخوردار باشد. حق آزادی و اندیشه از اهم حقوق برای نوع خلق هست که باعث پیشرفت جامعه و جغرافیای منطقه شده و نتیجتا پیامدهایی دارد که رو به رفاه را برای خلق به حصول می آورد. این حقوق باعث به وجود آمدن ایده های نو و نواندیش شده و زندگی اجتماعی را برای آینده ای بهتر تعریف میکنند.

اما از اهم دست آورد های این حکومت ملی میتوان به مواردی اشاره کرد که من در اینجا مختصر به چند مورد ازآنها بسنده میکنم.

1 برای اولین بار در شهرهای آذرباجان تجمعات برگزار میشود و مردم به صورت دموکراتیک به خیابانها آمده و در مراسمات و آیین های سنتی خود حضور به عمل میرسانند.

2 رهبران سیاسی حکومتی تازه ای تشکیل میشود که از جمله آنها میتوان به ذکر چند مورد اشاره کرد

غلامرضا الهامی محمود پناهیان صادق بادگان محمد بی ریا و میرزا علی شبستری. هرجند بودند کسان شاخص و بزرگی که در این راه حضور پررنگ و عملی داشته اند ولی من از ذکر نام آنان در این مطلب به خاطر پرداختن به موضوع کلی و چارچوب این مطلب خودداری کردم

3 در تبریز اولین کتابها به زبان مادری (ترکی) چاپ و نشر گردید که از جمله این کتب میتوان به کتاب میرزا علی معجز اشاره کرد یا بیرینجی کتاب(کتاب اول) که در مدارس به صورت علنی و رسمی به تدریس گذاشته شد.

4 در 20 و 21 نوامبر کنگره ملی در تبریز تاسیس شد. مجلس ملی آذربایجان نیز در چنین روز هایی بنا شد.

5 ارکستر ملی از طرف حکومت در تبریز به صورت رسمی تاسیس گردید.

6 مطبوعاتی چون ینی شرق و آذربایجان و آزاد ملت که روزنامه مجلس ملی بود به صورت رسمی و با زبان ترکی آذربایجانی انتشار یافت.

7 اقداماتی قابل توجهی در زمینه حفظ فرهنگ وتاریخ اعمال شد که نمونه های کثیر آن تا به امروز قابل روئیت هست.

8 در ارومیه کنفرانسی در خصوص فرقه تشکیل شده و خود شخص پیشه وری در آن حضور داشت.

9 پول ملی آذربایجان که از طرف مجلس ملی تصدیق شده بود به همراه وظیفه این ارز وارد بازار شد.

10 بیمارستان مجانی در زمان حکومت ملی در آذربایجان در شهر تبریز تاسیس گردید.

11اولین کنگره شاخه جوانان فرقه دموکرات با حضور گسترده زنان و مردان در 15 تیر 1325 تاسیس گردید.

12 شاید باور این مورد برایمان سخت باشد ولی در روز جهانی زن که 8 ماه مارس است رژه گسترده زنان در شهرهای آذربایجان قابل روئت بود.

13 دانشگاه تبریز در سال 1325 از طرف حکومت ملی تاسیس گردید.

و اقدامات کثیر دیگری که جامعه تشنه آذربایجان در طول فقط یک سال به خود دید و ثمره داد. اقداماتی که به باور امروز ما حتی در بازه خیال نیز نمیگنجند که یک حکومت دموکراتیک در عرض یک سال به چنین اقداماتی شگرف نایل شود.

ولی مهمتر از همه ذکر این مورد است که هرچند تمامی حکومت ها بنا به سیاست های خود کمی و کاستی هایی را دارند ولی چرا ما فراموش میکنیم که نیمه پر را در این حکومت ها که از نیمه هم خیلی بیشتر پر بوده ببینیم؟ چرا اگر آزادی را تعریف میکنیم برایش خط و خطوطی را که به باور خود ما درست است میکشیم؟ چرا ما آزادی را برای دیگران تعریف میکنیم؟ واقعا قدری در مفهوم آزادی نگریستن به نحوی بیطرفانه ما را رها تر از همه این چارچوب ها میکند بنابراین برای خود قفسی بزرگتر از آنچه داریم نسازیم. و آزادی را به معنای واقعی آزادی دریابیم که این حق همه است نه حقی که کسی برای کسی قائل شود یا آن را اعطا کند. همه آزادیم و همه حق داریم که از حقوق اولیه خودمان دفاع کنیم پس دیده ها را شسته نگاه ها را مثبت کنیم تا به سمت مثبت این حرکت قدم بگزاریم.

 

 

در پایین چند مورد از عکس های آن زمان را مشاهده می فرمایید.